شعرنمــاز

ای آنکه  ترا  قدرتِ  پرواز  خدا  داد

اکسیر جوانی  و  دلِِ  پر  زِ  صفا داد

آن چیز که درخواست نمودی به تمنا

او معبرِحق پویی و عرفان به شما داد

خواهی تو بجویی ثَمَرِ وصل به کویش

چون طالب وصلی همه هستیِ خود داد

او شاهد آن است که چه سان راه بپویی

این رحمت او بود  هدایت به شما داد

خواهی چو شوی راه رو  عزتِ و ایمان

می جوی مسیری که ترا وعدۀ آن داد

آرام وضو ساز  و  بخوان نغمۀ توحید

این دفترعشقی است که آن یاربه ماداد

از خود  تو  جدا   شو  اثرش  نور  ببینی

در  راهِ  وصالش  همۀ  پاکیِ  خود  داد

گر زمزمه ات  اوج  بگیرد  چو  ملائک

هم بودن و هم جمع غنائم به شما داد

مقصود از این زندگی خاکی ما چیست

جز و صل به معبود که او وعدۀ آن داد

فانی چو شدی رمز بقا یافتنی شد

این رحمت حق بود ، غنا را به شما داد

چون غرق صفاگشته تو بیمار بجویی

ره جوی کدامین دل بیمار به ما داد

قرب است و نشاطی ، عقلا واله و حیران

آگه چو شدی رمز وصالش به شما داد

آسان بنما رخ که تو اکنون همه نوری

از راه تکامل ثَمَرش را به شما داد

ای آنکه نمازت همه شور است و تمنا

تو یافته ای معرفتی را که خدا داد

 

نماز و پاکی

 

      

نماز ركن اصلي دين است و بايد اصلي ترين جايگاه را در زندگي مردم داشته باشد حيات طيبه انسان در ساية حاكميت دين خدا، وقتي حاصل خواهد شد كه انسانها دل خود را به ياد خدا زنده نگهدارند و به كمك آن بتوانند با همه جاذبه هاي  شر و فساد مبارزه كنند.1

در نظام هستي يكي از جلوه هاي رحمت الهي، نمود تطهير است . دستگاه آفرينش داراي خصيصه ي شست و شو و تطهير است، اين كه درياها و گياهان گاز انيدريد كربنيك هوا را مي‌گيرند يكي از مظاهر تطهير است. وجود آنتي بيوتيك هاي طبيعي و مصنوعي كه ميكروبها و موجبات مرض را از بين مي برند و همچنين سلامت بعد از مرض ،مصداق ها و نمونه هاي ديگري از اصل تطهير در آفرينش است.

همچنين در معنويات هم مصاديقي براي تطهير و شستشو  يافت مي شود، مغفرت و محو عوارض سوء گناه از اين قبيل است. مغفرت، عبارت است از شستشو دادن دلها و روان ها از عوارض گناهان . البته بعضي دلها قابليت خود را براي پاكيزه شدن از دست مي دهند زيرا كفر و شرك در آنها استقرار پيدا كرده دل را از قابليت تطهير خارج مي كند، كه در قرآن با تعابير «مهر خوردن قلب» و «طبع و ختم الهي » مطرح شده اند.

نماز، علاوه بر آن كه باعث از اله ي نجاست از بدن و لباس و محيط مي شود مهمترين عامل تطهير باطن هم بشمار مي آيد. نماز، انديشه و عقيده را از وسوسه هاي شيطاني، تطهير، و دل و نيت را از ناخالصيها پاك مي سازد . دلي كه با نماز اوج مي گيرد و از پليديها دور مي شود ديگرحاضر نمي شود كه به پستي گرايد و ديگر بار آلوده شود.

 

اهميت نماز

از آيات قرآن استفاده مي شود كه برنامه نماز در مكتب انبياء ديگر نيز بوده. در روايات اسلامي نماز پايه دين ، اصل دين ، قوام دين ، معرفي شده ، همانگونه كه قطعات آهن لبه ي عقربك قطب نما را از مسير خود منحرف مي كنند، علاقه ها و غرائز سركش، روح انسان را منحرف مي‌كند براي جلوگيري از انحرافات بايد قطعه ي آهن را از كنار قطب نما بر داريم تا بطور طبيعي قرار گيرد. بوسيله ي نماز روزي پنج مرتبه، عقربك روح خود را به سوي مبدأ هستي هدايت مي نمائيم. نماز از مهمترين و ضروري  ترين فرايض و تكاليف  اسلامي است كه بر هر بالغ و عاقلي واجب است ، حتي در غوغاي جنگ و غرقاب دريا  نيز اين تكليف از مسلمانان ساقط نمي شود. ارزش حياتي و اثرات معنوي نماز بحدي است كه پيشوايان گرامي دين نماز را ستون دين ناميده اند. 2

پيامبر اسلام (ص) در اين باره مي فرمايند:

گناهان انسان، در نماز همچون برگ درختان ميريزد.3

و نيز فرمودند:

نماز نور چشم من است و براي من همچون غذا براي گرسنه و آب براي تشنه است گرچه گرسنه و تشنه سير مي شود ولي من سير نمي شوم. 4

 

آثار نماز

 

 الف : آثار بهداشتي نماز (پاكي جسماني )

 

الف –1 ) بهداشت عمومي بدن

 

مي دانيم كه صحت نماز ، مشروط به پاك نگه داشتن بدن ، لباس ، جاي نماز و پرهيز از نجاست ها است كه موجب زدودن ميكروبها و آلودگي ها از محيط زندگي و حفظ بهداشت جسماني است آماده شدن براي اقامه نماز با وضو آغاز مي شود اما قبل از آنكه اعمال وضو با نظم مخصوص خود اجرا شود . پاك كردن اعضا و حذف موانع از آنها لازم است بدين ترتيب اعمال وضو بر اندام هاي عاري از آلودگي انجام خواهد شد . وضو نيز مانند غسل داراي آثار روحي و معنوي است .

آب غسل و وضو بايد زلال ، پاك و پاكيزه باشد ، و اين : بدان معني است كه اسلام ، آب‌مضاف‌: يعني آبي را كه بو ، رنگ و طعم آن تغييركرده است و بهداشتي نيست را ، پاك كننده نمي‌داند .

چون اسلام شخص نماز گزار را موظف مي كند كه روزي پنج نوبت نماز بخواند و با هر نماز ، طهارت هاي سه گانه ي قبلي را طبق دستور رعايت كند ، در حقيقت رعايت هميشگي بهداشت را واجب شمرده و نماز گزار را به رعايت كامل آن موظف كرده و به اين ترتيب طهارت جسم و روح را به هم پيوند داده است زيرا كه عقل و روح سالم در جسم سالم است و صحت عبادت را از كسي كه جسم و روح سالم دارد مي توان توقع داشت .

 

الف-2(  بهداشت دهان و دندان

پيامبر اكرم (ص) فرموده اند :

الطهور شطر الايمان       پاكي يك نيمه از ايمان است : يعني نيمي از نماز است 5

السواك شطر الوضوء                مسواك زدن نيمي از وضو است .

آن حضرت هيچ وضويي را بدون مسواك نگرفتند و هيچ نمازي را بدون مسواك قرائت نفرمودند‌. 6

 

و از صادقين (ع) روايت شده است كه :

صلاه ركعتين بسواك افضل من سبعني ركعه بغير سواك .

دو ركعت نماز با مسواك از هفتاد ركعت نماز كه بدون مسواك زدن خوانده شود برتر است . رسول خدا (ص) فرمودند : بسياري مضمضه و استنشاق موجب آمرزش و دور كننده ي شيطان است .

از مصداق هاي كلمه ي شيطان در اين روايت . ميكروبهاي موذي دهان و دندان است . تاثير استنشاق بويژه با آب سرد در ايجاد سلامت و نشاط براي كساني كه سينوسهاي سالم دارند مورد تاييد پزشكان است . شستن دست و صورت با آب خنك و توصيه به خشك نكردن آنها با حوله كه از ديگر مستحبات و ضو مي باشد صرف نظر از اينكه حوله ممكن است عاري از باكتري نباشد ، آب خنك كه حاوي اكسيژن محلول در آب است مي تواند در زدودن باكتريها تاثير مثبت داشته باشد. و وضو گرفتن با آب سرد در طول روز موجب آرامش عضلات و تخفيف تشنجات مي شود .

 

الف -3 ) نماز و سلامت تغذيه

 نماز گزار مسلمان حق ندارد از غذا ها و نوشيدني هاي حرام استفاده كند . خوردن و نوشيدن غذاها و نوشيدني هايي كه نجس شده باشند ، حرام است : يعني علاوه بر رعايت پاكي ظاهري تن ، درون جسم  مسلمان نيز بايد از نجاست هاي بيروني محافظت گردد ، همچنين بايد از خوراكي ها و نو شيدني هايي : مانند گوشت خوك و مشروبات الكلي كه ذاتاً حرام است بپرهيزيد . در نتيجه ، نماز ، نمازگزار را از بيماري ها و پيامدهاي سوء اين گونه تغذيه مصون مي‌دارد .

پيشوايان ما گفته اند : هنگام خواندن نماز ، نبايد معده پر باشد . اين دستور علاوه بر آنكه براي حضور قلب داشتن حال توجه به خدا ، سفارش شده است در واقع توصيه اي براي پرهيز هميشگي ازو اسراف و حفظ تعادل جسمي وروحيبوده است .بهترين راه سلامت جسم آن است كه ميانه رو باشيم و ازو افراط و تفريط در آشاميدن و خوردن بپرهيزيم . سهدي مي گويد:

نه چندان بخور كز دهانت برآيد                نه چندان كه ازضعف جانت بر آيد

سنگيني معده و پرخوري ، حجاب دل و خرد ، خاموش كننده ي نور معرفت ، مانع شونده از دخول در ملكوت ، و ايجاد كننده ي حالتي است كه  در نهايت ، موجب قطع كامل ارتباط با ندا و مرگ دل مي گردد .

 

ب : آثار معنوي نماز (پاكي روحاني )

 

ب - 1 ) بزرگترين و محكمترين پناه گاه معنوي

 

اسلام مردم را از سويي به روشهاي صحيح فكري و عملي  متكي برخرد ،  و دانش متكي بر محاسبه دعوت مي كند و از سوي ديگر بر تهذيب نفس و تنوير روان ، و باقي ماندن بر عواطف پاك و فطري بيشتر تاكيد مي ورزد : يعني هم به جهات علمي و عقلاني بشر توجه دارد . و هم به سلامت اخلاق در عاطفه اش نظر دارد . در مقام اثبات اصول خود بر علم و خرد تكيه مي‌كند و در ايجاد ايمان از محبت و عاطفه بهره مند مي گردد . اعتماد به نفس و تكيه به خود و نيروهاي خويش موجب استقلال شخصيت  و عزيز شدن نزد خدا و خلق خداست . اما اميد بستن به ديگران و تكيه كردن به اين و آن موجب محروميت مادي و معنوي و خواري در نزد خدا و خلق خداست . بنابراين ، نماز كه مشتمل بر عقل ، علم ، اختيار ، حس مسئوليت ، اتكا به حضرت حق و قدرت بي انتهاي او و قطع اميد از اغيار است . بزرگترين و محكم ترين سنگر اطمينان و آرامش  و استغناي روح انسان است . آن گاه كه مومن نماز گزار با تكامل معرفت به مقام عشق و محبت مي رسد ، عاشقانه و عارفانه نماز مي گذارد . تا آنجا پيش مي رود كه در بلندترين آشيانه عرفان ، و بزرگترين مامن و محكم ترين پناهگاه معنوي جاي مي گيرد و صاحب نفس مطمئنه  مي گردد .

ب  - 2)تاثير نماز در تهذيب اخلاق

 

بر اساس تعاليم عالي اسلام . انسان از يك سو سازنده و خالق و كردگار خويش است و از ديگر سو ساخته و پرداخته ي اعمال خود است . عامل ، در اين جهان و جهان ديگر از عملش جدا نمي گردد . در اين دنيا به گونه اي ساخته مي شود كه عمل كرده است و در آن جهان نيز بصورتي متناسب با كردار خود سزا و جزا خواهد ديد.

بنابراين علاوه بر تعليمات عملي كه پدر و مادر و اطرافيان و معلمان به او مي دهند و هر كدام در سعادت و شقاوت اين جهان و آن جهان او اثر دارد ، اعمال خودش نيز در شكل گيري نهايي شخصيت و خوشبختي و بدبختي دنيا و آخرتش موثر است .

نماز در تهذيب اخلاق انسان اثري همه جانبه دارد نماز نه تنها زداينده ي رذيلت ها ست بلكه زاينده و فزاينده ي فضيلت هاست .

امير مومنان علي (ع) فرمودند :

الصلوه صابون الخطايا نماز ، صابون شست و شوي گناهان است .8

 

ب –3 )تاثير نماز در تطهير معنوي انسان

 

در كتاب شريف نهج البلاغه ، ضمن يكي از خطبه هاي امير مومنان كه در آن مردم را به نماز سفارش كرده اند ، آمده است كه رسول خدا (ص) نمازهاي روزانه را به ُحمّه : يعني چشمه ي آب گرمي كه بيماران براي معالجه ، خود را در آن مي شويند : همانند فرمودند كه نماز گزار در هر شبانه روز مي تواند پنج بار به تطهير خود در آن بپردازد و روايت شده است كه امير مومنان علي (ع ) فرمود:

كان رسول الله (ص) يا تينا كل غداه فيقول : رحمكم الله ، الصلوه «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهر كم تطهيرا »

 

 

پيامبر اكرم (ص) هر بامداد به خانه ي ما مي آمد و مي فرمود : نماز بگزاريد ! خدا بر شما رحمت آورد ! نماز بگزاريد . «جز اين نيست كه خدا مي خواهد پليدي را از شما خاندان رسالت بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند 9 »

نماز مطهر است و نماز گزار را پاك و پاكيزه مي كند ، حال اگر كسي نماز مي خواند و باز هم بدنبال تباهي ها است بايد يقين كنيم كه او نماز حقيقي نمي خواند .

 

ج: نماز و پيشگيري

 

ج -1 ) نماز مهمترين عامل باز دارنده از تباهييها :

 

هر كجا نماز پايگاه داشت شيطان ها بساط خود را جمع مي كنند و هر كجا رشته ي نماز پاره شد همه ي كمالات متفرق مي شود ، خداوند بزرگ در هدية آسماني خود به پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد :

ان الصلوه تنهي عن الفحشاء و المنكر       قطعاً نماز از فحشا و منكر جلو گيري مي كند .

نماز گزار نمي تواند سست باشد ، لباس و مكانش حرام باشد ، بدنش ناپاك و لقمه اش آلوده باشد او بخاطر صحيح بودن نمازش مجبور است يك سري مراقبت هائي از خود داشته‌باشد ، ارتباط با خداوند روح قدسي به انسان مي دهد كه از ارتكاب آلودگي ها شرم دارد .

 

بعضي از روي ناآگاهي بر آية فوق ايراد مي گيرند و مي گويند اگر نماز ناهي از فحشا و منكرات است پس چرا بعضي نمازگزاران از گناهان پروا ندارند و نماز آنان را از انجام گناه باز‌نمي‌دارد .

در جواب بايد گفت : مفاهيم آيات مي رساند كه اگر نماز چنانكه حق آن است خوانده شود از فحشا و منكرات جلوگيري مي نمايد ، ثانياّ نماز مهم ترين عامل باز دارندة ازانجام گناه بشمار   مي رود.

 

ج -2 ) نقش نماز در دور كردن بيماريهاي نفساني :

 

امام علي (ع) فرمودند : خداوند بمنظور آرام كردن اندامها فروهشتن چشمها رام كردن جانها و نرم كردن دلهاي بندگان مومن خود وبيرون كردن خود خواهي از وجودشان آنان را به وسيله نمازها ، زكاتها و روزه از شر شيطان نگاه مي دارد در نماز فوائدي وجود دارد كه مي تواند نمودهاي سرافرازي و گردنكشي را از بين برده نحوست بيماري خودخواهي را برطرف نمايد . اين فوايد بشرح ذيل هستند:

1 – ماليدن رخساره نيكو به خاك از روي فروتني

2 چسباندن اندامهاي ارزشمند( مواضع هفتگانه ) به زمين از روي كوچكي

اگر نيك بنگريم قدر و ارزش احكام عبادي اسلام را دريافت خواهيم نمود كه عمل به اين احكام مي تواند راه دشوار تكامل انسان را هموار كند و جامعه بشري را سامان دهد.

 

ج -3 ) تاثير نماز در رفع غفلت :

 

همه گناهان كوچك و بزرگ كه هر يك در بردارندهء نوعي ازو مفسده هاي شخصي، اجتماعي و روحي هستند و در عين حال نوعي كج رفتاري و بي ادبي بحساب مي آيند، در حالت غفلت و بي خبري رخ مي دهند و عوامل غفلت بعه تعبير قرآن ( متاع غرور) بسيار است.

آنچه غفلت را برطرف،عمل را صالح و انسان راتربيت مي كند، ياد خدا و تذكر است و عوامل تذكر نيز فراوان است. بعضي از عوامل تذكر ، تكويني و برخي ديگر تشريعي است.

عوامل تكويني تذكر: پديده ي حيات در گياهان و حيوان ها ، ارتباط عوامل مختلف با هم و خلاصه در و ديوار عالم ظاهر و تمامي ذرات جهان هستي كه آفريدة خداوند يكتاست، عوامل تكويني تذكر است كه نظر كردن به آنها اهل معرفت را به ياد خدا مي اندازد.

عوامل تشريعي تذكر : عواملي كه در شريعت اسلام براي رفع غفلت و ايجاد توجه، مقرر شده است عبادات است. از جمله عبادت هاي غير واجب، قرائت كلام خداست كه دستور تدبر در آن براي تذكر است همچنان كه امر به استماع قرآن و ساكت شدن به هنگام تلاوتش توسط ديگران براي تذكر است و اصولاً قرآن كتاب تذكره است . در ميان عبادت هاي واجب نيز، نماز بويژه نمازهاي يوميه و جمعه مهم ترين عامل ذكر و بهترين رافع غفلت است.

 

                    

اهمیت نماز

کسی که نمازش را سبک شمارد(اهمیت نماز)

دریای هدایت الهی

کسی که نمازش را سبک شمارد به پانزده بلا مبتلا می گردد :

1.       خدا برکت را از عمرش بر می دارد.

2.       برکت را از روزیش بر می دارد .

3.       سیما و نشانه انسان های صالح و شایسته را از صورتش محو می کند .

4.       هر عملی که انجام دهد مزد و پاداش ندارد .

5.       دعایش به آسمان بالا نمی رئد .

6.       از دعای شایسته گان بهره ای ندارد .

7.       ذلیل و گرسنه و تشنه از دنیا می رود .

8.       خدا فرشته ای را در قبرش موکل او گرداند که پیوسته باعث درد سر و ناراحتی او شود .

9.       قبرش تنگ شود .

10.   در قبرش ظلمت و تاریکی پدید آید .

11.   خدا فرشته ای بر او مسلط گرداند که به  رو او را به سختی بکشد در حالی که مردم و مخلوقات به او نظر کنند .

12.   حسابش به سختی محاسبه شود .

13.   خدا به او نظر نکند .

14.   خداوند تزکیه اش نفرماید .

15.   عذاب دردناکی  برای اوست

 

دریای هدایت الهی

ادامه نوشته

« ريشه وسبب عبوديّت و بندگی »

           


                    

       ۱ -عظمت خدا

برخورد با يك شخصيّت عظيم،انسان را به تواضع وامی دارد،ديداربا يك دانشمند بزرگ ،آدمی را به تكريم واحترام وامی دارد،چون كه انسان دربرابرعظمت و دانش آن شخصيِّت واين دانشمند،خود راكوچك وكم سواد می بيند.خداوند مبدأ همۀ عظمت ها وجلال ها است.شناخت خداوند به عظمت وبزرگی،انسان ناتوان وحقير را به كرنش وتعظيم وامی دارد.

   ۲-احساس وابستگی ونیاز

انسان،دارای عجزو نيازو ناتوانی است وخداوند،دراوج بی نيازی وغنای مطلق و سررشته دارامورانسان ها است.اين هم عاملی است،تا انسان دربرابرخداوند بندگی كند.

   3-سپاس نعمت

توجه به نعمت های بی حساب وفراوانی كه ازهرسوودرهرزمينه ما رااِحاطه كرده، قوی ترين انگيزه رابرای پرستش پروردگارايجاد می كند.نعمت هایی كه حتی پيش ازتولد انسان شروع می شود ودرطول زندگی همراه ماست ودرآخرهم(اگرشايستگی داشته باشيم)ازآنها بهره مند خواهيم شد.درقرآن به اين نكته اشاره شده و به مردم زمان پيامبر(ص)می فرمايد:«فَليعَبدوُا ربّ هذا البيتِ،الّذي اَطعَمُهُمْ مِنْ جوُع وَ آمَنَهُمْ مِنْ خوُف»،«بايد خدای كعبه را عبادت كنند،خدايی كه آنان رااَزگرسنگی نجات داد وسيركردوازترس،ايمن ساخت.»

  ۴-فطرت

درسرشت انسان،پرستش ونيايش وجود دارد.اگربه معبودحقيقی دست يافت،كه كمال مطلوب همين است،واگربه انحراف وبيراهه دچارشد،به پرستش معبودهای بدلی و باطل می پردازد.بت پرستی،ماه وخورشيد پرستی،گوساله وگاوپرستی،نمونه هاي انحرافی است كه وجود دارد،كسانی هم پول ومقام وهمسروماشين وطاغوت ومدال و...را می پرستند.انبياء،آمده اند تا فطرت را درمسيرحقّ،هدايت كنند وانسان رااَز عبادت های عوضی نجات بخشند.حضرت علی(ع)دربارۀبعثت رسول خدا(ص)می فرمايد:«فَبَعَث الله مُحَمَّداً بالحَقِ ليخُرِجَ عِبادَهُ مِنْ عبادة الأوثانِ الي عبادَته...»، «خدا حضرت محمد(ص)رابرانگيخت.تابندگانش رااَزبت پرستی به خداپرستی دعوت كند.»روح عبادت درفطرت انسان نهفته است واگرخوب رهبری نشود به عبادت بت وطاغوت می گرايد.مثل ميل به غذا كه درهركودكی هست،ولی اگرراهنمايی نشود، كودك خاك می خوردولذت هم می بردبدون هدايت صحيح اين گرايش فطری انسا ن  به عشق های زودگذر پوچ يا پرستش های بی محتوای انحرافی دچارمی شود

(احاديثي از حضرت فاطمه (س)

 

: انتخاب حديث

حديث ثقلين

حضرت فاطمه عليهاسلام فرمود:« هنگامي که پدرم رسول خدا در حال احتضار بود و اتاق پر بود از صحابه، شنيدم که فرمود:« اي مردم، به‌زودي از ميان‌تان خواهم رفت و من سخني مي‏گويم تا عذري نداشته باشيد: بدانيد که من دو چيز گرانقدر در ميان شما به جا مي‏گذارم: قرآن و اهل بيت ام.»

سپس دست علي را گرفت و فرمود:« اين علي با قرآن است و قرآن هم با علي. اين دو هرگز از هم جدا نمي‏شوند تا در حوض کوثر بر من وارد شوند. ( يعني تا قيامت با هم هستند.) پس اي مردم من از شما درباره اين دو قرآن و اهل بيت پرسش و بازخواست خواهم کرد.»

(فاطمة الزهراء رحماني/ 299/58)

 

 

حديث کساء

جابربن عبدالله انصاري از فاطمه عليهاسلام روايت مي‌کند که فرمود:
يک روز پدرم رسول خدا نزد من آمد. سپس فرزندانم حسن و حسين و بعد اميرالمؤمنين علي وارد شدند. همه در زير يک عبا جمع شديم.
پدرم دو طرف عبا را گرفت و با دست راست به آسمان اشاره کرد و عرضه داشت:« پروردگارا! اينها اهل بيت و نزديکان من هستند؛ گوشت آنها گوشت من و خون آنها خون من است. هر که آنها را بيازارد، مرا آزرده است. با آن کس که با اينها جنگ کند، در جنگم و با آن کس که با اينها مدارا کند، مدارا مي‏کنم. دشمنانشان را دشمن دارم و دوستانشان را دوست دارم. اينها از منند و من از اينهايم. پروردگارا! صلوات و برکات و رحمت و آمرزش و رضايت خود را بر من و بر اينها فرو فرست و آنها را از هر گونه رجس و پليدي پاک و مطهر گردان.»

خداوند عزوجل خطاب فرمود که اي ملائکه! آسمان و زمين و ماه و خورشيد و ستارگان را خلق نکردم مگر براي محبت اين پنج نور پاک که در زير اين عبا قرار گرفته‏اند.»
آن‌گاه جبرئيل اين آيه را بر پيامبر نازل کرد:« انما يريدالله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهر کم تطهيرا»؛ (احزاب، آيه 33) ( پروردگار اراده مي‌کند آلودگي و پليدي را از اهل بيت پاک کند و آنان را مطهر گرداند.)

(فاطمة الزهراء رحماني/292/56)

 

 

حديث لوح جابر

در حديث مفصلي آمده است که جابربن عبدالله انصاري مي‏گويد من در زمان حيات رسول خدا وقتي که فاطمه عليهاسلام فرزندش حسين عليه السلام را زاييده بود، براي گفتن تبريک خدمتش رسيدم. ديدم در دست فاطمه (عليهاسلام) لوح سبزي است. پرسيدم اين لوح چيست؟ فاطمه (عليهاسلام) فرمود: اين لوحي است که خداوند به رسولش هديه داده و آن حضرت هم آن را به من داده . در آن لوح نوشته بود:

بسم الله الرحمن الرحيم.
اين کتابي است از جانب خداي عزيز و حکيم براي محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) من تو را بر همة پيامبران برتري دادم و وصي و خليفه‏ات علي عليه السلام را از همه اوصيا برتر کردم و تو را به فرزندت حسن و حسين گرامي داشتم. من مردم را نسبت به فرزندان حسين ائمه اطهار پاداش مي‏دهم يا عقاب مي‏نمايم؛ آنها که اولشان علي سيدالعابدين است، بعد محمد که شکافنده علم من است، بعد جعفر است که ردکننده او مانند ردکننده من است و سپس موسي است که در زمانش تاريکي شديدي است، و او عبد و حبيب من است.

و بعد از او ولي و ناصر من علي است، واي بر منکرين او؛ سپس فرزند او محمد وارث علم من است و سپس فرزندش علي ولي و ناصر و امين من است و پس از او فرزندش حسن است و بالاخره من آنها را به فرزند او « حجه بن الحسن المهدي » که براي عالميان رحمت است، کامل مي‏کنم.

او داراي کمال موسي و بهاء عيسي و صبر ايوب است. اينان اولياء منند؛ بر آنها صلوات پروردگارشان باد که آنها هدايت ‏يافتگانند.

(فاطمة الزهراء رحماني/ 290/ 54)

 

 

حديث شماره 1

در يکي از روزها ، صبحگاهان امام علي (ع ) فرمود : فاطمه جان آيا غذايي داري تا از گرسنگي بيرون آيم ؟ پاسخ دادند : نه ، به خدايي که پدرم را به نبوت و شما را به امامت برگزيد سوگند ، دو روز است که در منزل غذاي کافي نداريم و در اين مدت شما را بر خود و فرزندانم در طعام ترجيح دادم .

امام (ع ) با تأسف فرمودند : فاطمه جان چرا به من اطلاع ندادي تا به دنبال تهيه غذا بروم ؟ حضرت زهرا (ع ) فرمودند : اي اباالحسن ، من از پروردگار خود حيا مي کنم که چيزي را که تو بر آن توان و قدرت نداري ، درخواست نمايم .


(بحار الانوار ، ج 43، ص 59 )

 

 

حديث شماره 2

کسي که عبادتهاي خالصانه خود را به سوي خدا فرستد ، پروردگار بزرگ بهترين مصلحت او را به سويش فرو خواهد فرستاد .


(بحار الانوار ، ج 70، ص 249 )

 

 

حديث شماره 3

پاداش خوشرويي در برابر مؤمن بهشت است ، و خوشرويي با دشمن ستيزه جو ، انسان را از عذاب آتش باز مي دارد .


(بحار الانوار ، ج 75، ص 401 )

 

 

حديث شماره 4

حضرت فاطمه سلام الله عليها به پدر گرامي شان عرض کردند : اي رسول خدا زنان قريش به منزل من وارد شدند و گفتند : پيامبر تو را همسر کسي قرار داد که سرمايه اي ندارد . رسول اکرم صلي الله عليه و آله در جواب فرمودند : قسم به خدا دخترم ، در خيرخواهي تو کوتاهي نکرده ام که تو را به اولين مسلمان و عالمترين و بردبارترين اشخاص تزويج نموده ام .
دخترم ، همانا خداي عزوجل نگاهي به زمين افکند و از اهل آن دو نفر را برگزيد ، که يکي از آن دو را پدرت و ديگري را شوهرت قرار داد .


(بحار الانوار ، ج 43، ص 133 )

 

 

حديث شماره 5

ما اهل بيت رسول خدا ، وسيله ارتباطخدا با مخلوقات و برگزيدگان خداييم ، ما جايگاه پاک خدا و دليلهاي روشن او و وارثان پيامبران الهي مي باشيم .


(شرح نهج البلاغه لابن ابي الحديد ، ج 16، ص 211 )

 

 

حديث شماره 6

خداوند اطاعت و پيروي از ما اهل بيت (ع ) را سبب برقراري نظم اجتماعي در امت اسلامي ، و امامت و رهبري ما را عامل وحدت و در امان ماندن از تفرقه ها قرار داده است .

(احتجاج طبرسي ، ايران : انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 258 )

 

حديث شماره 7

پيامبر (ص ) و علي (ع ) دو پدر امت اسلام مي باشند ، که اگر مردم از آنان پيروي کنند ، کجي ها و انحرافاتشان را اصلاح نموده و آنها را از عذاب جاويدان نجات مي دهند ، و اگر همراه و ياورشان باشند نعمتهاي هميشگي خداوندي را ارزانيشان مي دارند .


(بحار الانوار ، ج 23، ص 259 )

 

 

حديث شماره 8

از حضرت فاطمه زهرا ( عليها السلام ) روايت شده که رسول خدا فرمودند : امام همچون کعبه است که بايد به سويش روند ، نه آنکه ( منتظر باشند تا ) او به سوي آنها بيايد .


(بحار الانوار ، ج 36، ص 353 )

 

 

حديث شماره 9

همانا خوشبت حقيقي کسي است که علي ( عليه السلام ) را دوست بدارد .


(مجمع الزوائد علامه هيثمي ، ج 9 ، ص 132 )

 

 

حديث شماره 10

کسي که پس از خوردن غذا ، با دستي آلوده و چرب بخوابد ، هيچ کس جز خودش را سرزنش ننمايد .


(کنز العمال ، ج 15، ص 242، ح 40759 )

 

 

حديث شماره 11

اما حقانيت من در مالکيت فدک ، همانا خداوند بزرگ آيه " آت ذاالقربي حقه " را وقتي در قرآن کريم بر رسول خدا نازل فرمود ، من و فرزندانم نزديکترين مردم به پيامبر ( صلي الله عليه و آله ) بوديم ، پس رسول خدا فدک را به من و فرزندانم هديه فرمود .



(مستدرک الوسايل ، ج 7 ، ص 291 )

 

 

حديث شماره 12

براي مؤمن ، خرما هديه خوبي است .



(کنز العمال ، ج 12، ص 339، ح 35305 )

 

 

حديث شماره 13

حضرت فاطمه زهرا ( عليها السلام ) فرمود : وقتي آيه 63سوره نور نازل شد که :
" اي مسلمانان ، رسول خدا را آن گونه که همديگر را مي خوانيد ، صدا نکنيد "
ترسيدم که رسول خدا را با لفظ " اي پدر " بخوانم ، من هم مانند ديگران پدر را با نام " يا رسول الله " صدا زدم . دو سه بار که پدر را با اين نام خواندم ، رو به من کرده فرمودند :
اي فاطمه ! اين آيه درباره تو و خانواده تو و نسل تو نازل نشده است ، فاطمه جان ، تو از مني و من از تو ، همانا اين آيه براي ادب کردن آدم هاي خشن و درشت خوهاي قريش ، انسان هاي خودخواه و متکبر ، نازل شده است . دخترم تو با جمله " پدر جان " خطاب کن که مايه حيات قلب من است و خداوند را خوشنود مي کند .


(بحار الانوار ، ج 43، ص 33 )

 

 

حديث شماره 14

مردي نابينا از حضرت فاطمه ( عليها السلام ) اذن خواست که داخل خانه شود . فاطمه ( عليها السلام ) خود را از او مستور کرد . پيغمبر خدا ( صلي الله عليه و آله ) به فاطمه فرمود : به چه سبب خود را مستور کردي و حال اين که اين مرد
نابينا تو را نمي بيند . حضرت زهرا ( عليها السلام ) پاسخ داد ، " اگر او مرا نمي بيند ، من او را مي نگرم ، و اگر چه او نمي بيند اما بوي زن را استشمام مي کند " . رسول خدا پس از شنيدن سخنان دخترش فرمود : " شهادت مي دهم که تو پاره تن مني ".



(بحار الانوار ، ج 43، ص 91 )

 

 

حديث شماره 15

خداي تعالي ايمان را براي پاکيزگي از شرک قرار داد ، و نماز را براي دوري از تکبر و خودخواهي .



(احتجاج طبرسي ، ايران : انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 258 )

 

 

حديث شماره 16

خداي تعالي زکات را مايه پاکي جان و فزوني روزي ، و روزه را براي پابرجايي اخلاص قرار داد .



(احتجاج طبرسي ، ايران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 258 )

 

 

حديث شماره 17

خداي تعالي حج را موجب استحکام ديانت ، و عدالت را مايه وحدت و هماهنگي دلها قرار داد .



(احتجاج طبرسي ، ايران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 258 )

 

 

حديث شماره 18

خداوند جهاد را موجب عزت و هيبت اسلام ، و صبر را وسيله استحقاق و شايستگي پاداش حق تعالي قرار داد .



(احتجاج طبرسي ، ايران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 258 )

 

 

حديث شماره 19

خداوند امر به معروف را جهت اصلاح جامعه واجب فرمود .



(احتجاج طبرسي ، ايران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 258 )

 

 

حديث شماره 20

خداي تعالي نيکي به پدر و مادر را واجب فرمود تا از خشم او در امان بمانند ، و دستگيري از خويشان را موجب افزايش عمر و سبب فزوني جمعيت و قدرت قرار داد .



(احتجاج طبرسي ، ايران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 259 )

 

 

حديث شماره 21

خداي تعالي قصاص را وسيله حفظ جانها و وفاي به نذر را براي رسيدن به مغفرت و آمرزش قرار داد


(احتجاج طبرسي ، ايران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 259 )

 

 

حديث شماره 22

خداي تعالي مراعات کامل وزن و پيمانه را براي جلوگيري از کم فروشي ، و نهي از شراب خواري را براي پرهيز از پليدي تشريع نموده است .

(احتجاج طبرسي ، ايران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 259 )

 

 

حديث شماره 23

خداي تعالي پرهيز از افترا و دشنام را براي دور شدن از لعنت واجب فرمود و دزدي را منع کرد تا راه عفت پويند .

(احتجاج طبرسي ، ايران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 259 )

 

 

حديث شماره 24

خداوند شرک را حرام فرمود تا به اخلاص طريق بندگي و يکتاپرستي جويند ، " پس چنانکه بايد ، ترس از خدا را پيشه گيريد و جز مسلمان نميريد " و آنچه فرموده است به جا آريد و خود را از آنچه نهي کرده باز داريد که " تنها دانايان از خدا مي ترسند .

(احتجاج طبرسي ، ايران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 259- آل عمران ، 101 )

 

 

حديث شماره 25

حضرت فاطمه زهرا ( عليها السلام ) در جواب سلمان که براي فقيري تقاضاي کمک داشت فرمود :
" اي سلمان ! سوگند به خداوندي که حضرت محمد ( صلي الله عليه و آله ) را به پيامبري برگزيد ، سه روز است که غذا نخورده ايم و فرزندانم حسن و حسين ( عليهما السلام ) از شدت گرسنگي بي قراري مي کردند و خسته و مانده به خواب رفته اند . اما
من نيکي و نيکوکاري را که درب منزل مرا کوبيده است ، رد نمي کنم " .

(بحار الانوار ، ج 43، ص 72 )

 

 

حديث شماره 26

پروردگارا ! بزرگا ! به حق پيامبراني که آنها را برگزيدي و به گريه هاي حسن و حسين در فراق من ، از تو مي خواهم گناهکاران شيعيان من و شيعيان فرزندان مرا ببخشايي .

(ذخائر العقبي ، ص 53- کوکب الدري ، ج 1 ، ص 196 )

 

 

حديث شماره 27

امام حسن مجتبي ( عليه السلام ) فرمود : مادرم فاطمه ( عليها السلام ) را ديدم که شب جمعه تا صبح مشغول عبادت و رکوع و سجود بود ، و شنيدم که براي مؤمنين دعا مي کرد و اسامي آنان را ذکر مي نمود و براي آنان بسيار دعا مي کرد ولي براي خودش دعا نکرد ، پس به او عرض کردم : مادر ، چرا همان طور که براي ديگران دعا کردي براي خودت دعا نکردي ، فرمودند : " پسرم ، اول همسايه و سپس خود و اهل خانه " .

(بحار الانوار ، ج 43، ص 81 )

 

 

حديث شماره 28

روزي حضرت فاطمه ( عليها السلام ) خطاب به حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) . فرمود :" علي جان ! نزديک بيا تا اطلاع دهم شما را از آنچه در گذشته اتفاق افتاد و آنچه در حال به وقوع پيوستن است و آنچه در آينده رخ خواهد داد تا روز قيامت هنگامه برپايي رستاخيز عمومي " .

(بحار الانوار ، ج 43، ص 8)

 

 

حديث شماره 29

حضرت زهرا ( عليها السلام ) در رابطه با دعاي روز جمعه از رسول گرامي اسلام نقل . فرمودند که : در روز جمعه ساعتي است که هر خواسته خير و نيکويي در آن ساعت به اجابت مي رسد . پرسيدم : يا رسول الله کدام ساعت است ؟ فرمودند : آنگاه که
نصف خورشيد در افق پنهان شود .

(کنز العمال ، ج 7 ، ص 766 )

 

 

حديث شماره 30

بهترين شما کساني هستند که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان ترند و با همسرانشان مهربان و بخشنده اند .

(دلايل الامامه طبري ، ص 7)

 

 

حديث شماره 31

اگر روزه ، زبان و گوش و چشم و دست و پاي روزه دار را از ارتکاب اعمال ناپسند حفظ نکند ، روزه را مي خواهد چه کند ( و به چه دردش مي خورد ) .

(مستدرک الوسايل ، ج 7 ، ص 366 )

 

 

حديث شماره 32

وقتي امام حسن و امام حسين ( عليها السلام ) مريض شدند ، به حضرت علي ( عليها السلام ) گفتند : چرابراي سلامتي دو فرزندت نذر نمي کني ؟ ... پس حضرت فاطمه ( عليها السلام ) فرمود : " اگر فرزندانم شفا يابند ، سه روز براي خدا جهت شکرگزاري روزه خواهم گرفت " .

(بحار الانوار ، ج 35، ص 245 )

 

 

حديث شماره 33

آنچه براي زنان نيکوست اين است که ( بدون ضرورت ) مردان نامحرم را نبينند ، و نامحرمان نيز آنها را ننگرند .

(بحار الانوار ، ج 37، ص69 )

 

 

حديث شماره 34

اي رسول خدا ، سلمان از سادگي لباس من تعجب نمود ، سوگند به خدايي که تو را مبعوث فرمود ، مدت پنج سال است فرش خانه ما پوست گوسفندي است که روزها بر روي آن شترمان علف مي خورد و شب ها بر روي آن مي خوابيم ، و بالش ما چرمي است که از ليف خرما پر شده است .

(بحار الانوار ، ج 8 ، ص 303 )

 

 

حديث شماره 35

آن لحظه اي که زن در خانه خود مي ماند ، ( و به امور زندگي و تربيت فرزند مي پردازد ) به خدا نزديک تر است .

(بحار الانوار ، ج 43، ص 92 )

 

 

حديث شماره 36

به او گفته شد : اي دختر رسول خدا ، دستهايت زخم شده است ، خود را به زحمت مينداز ، در کنار شما خدمتکار منزلتان فضه ايستاده است ، کار منزل را به او واگذار ! حضرت زهرا ( عليها السلام ) پاسخ داد : " رسول خدا ( صلي الله عليه و آله ) به من سفارش فرمود که کارهاي خانه را با فضه تقسيم کنم ، يک روز او کار کند و روز ديگر من ، ديروز نوبت او بود و امروز نوبت من است" .

(الخرائج و الجرائح لقطب الدين راوندي ، ص 530 )

 

 

حديث شماره 37

حضرت علي و فاطمه ( عليهما السلام ) در تقسيم وظايف زندگي زناشويي از رسول خدا ( صلي الله عليه و آله ) راهنمايي خواستند . فرمودند : کارهاي داخل منزل را فاطمه ( عليها السلام ) و کارهاي بيرون منزل را علي ( عليه السلام ) انجام دهد .
پس حضرت زهرا ( عليها السلام ) با خوشحالي فرمود : " جز خدا کسي نمي داند که از اين تقسيم کار تا چه اندازه خوشحال شدم ، زيرا رسول خدا مرا از انجام کارهايي که مربوطبه مردان است بازداشت " .

(بحار الانوار ، ج 43، ص 81 )

 

 

حديث شماره 38

حضرت زهرا ( عليها السلام ) در لحظه هاي واپسين زندگي ، پس از وضو گرفتن به اسماء بنت عميس فرمود : " اي اسماء ! عطر مرا همان عطري که هميشه مي زنم ، و پيراهني را که هميشه در آن نماز مي گزارم بياور و بر بالينم بنشين ، هرگاه وقت نماز شد مرا از خواب بيدار کن ، اگر بيدار شدم که نماز مي گزارم ، و اگر بيدار نشدم کسي را به دنبال علي ( عليه السلام ) بفرست".

(کشف الغمه ، بيروت : دار الاضواء ، ج 2 ، ص 122 )

 

 

حديث شماره 39

حضرت فاطمه ( عليه السلام ) به زن مؤمنه اي که در يک بحث ديني و عقيدتي بر زني فاسد و از دشمنان اهل بيت ، غلبه کرده و بسيار خوشحال شده بود ، فرمود : " همانا شادي فرشتگان در غلبه تو بر آن زن معاند ، بيش از شادي توست ، و اندوه و نگراني شيطان و دوستان شيطان در اين شکست ، بيشتر و شديدتر از آن زن شکست خورده است " .

(بحار الانوار ، ج 2 ، ص 8)

 

 

حديث شماره 40

آنگاه که در روز قيامت برانگيخته شوم ، از گناهکاران امت پيامبر ( صلي الله عليه و آله ) شفاعت خواهم کرد .

(احقاق الحق ، ج 10، ص 367 )

 

حديث شماره 41

اگر به آنچه به شما امر مي کنيم عمل مي کني و از آنچه شما را برحذر مي داريم دوري مي کني ، از شيعيان ما مي باشي ، والا هرگز .

(بحار الانوار ، ج 68، 155 )

 

حديث شماره 42

شيعيان ما از بهترين افراد اهل بهشتند ، و همه دوستان ما و دوستان دوستان ما و دشمنان دشمنان ما و کسي که با قلب و زبان تسليم ما اهل بيت شده ، در صورتي که از اوامر ما سرپيچي کنند و نواهي و موارد پرهيز را محترم نشمرند ، از شيعيان واقعي ما نخواهند بود ، با اين حال جايگاهشان در بهشت خواهد بود ، ولي بعد از پاک شدن از گناهان به وسيله بلاها و مصيبتها در دنيا ، يا تحمل مشکلات و شدائد روز قيامت و يا قرار گرفتن اندک زماني در طبقات بالاي جهنم و چشيدن عذاب ، تا اينکه ما به خاطر دوستي شان با ما نجاتشان داده و آنان را به پيشگاه خودمان انتقال خواهيم داد .

(بحار الانوار ، ج 68، ص 155 )

 

حديث شماره 43

پيامبر گرامي اسلام ( صلي الله عليه و آله ) حوادث تلخ آينده را براي حضرت زهرا ( عليها السلام ) توضيح داد و به شهادت حضرت ابا عبدالله الحسين ( عليها السلام ) اشاره کرد .
حضرت فاطمه ( عليها السلام ) فرمود : " اي پدر ! چه کسي فرزندم و نور چشم و ميوه دلم ، حسين ( عليه السلام ) را شهيد مي کند " ؟ فرمود : " بدترين افراد امت من ". حضرت زهرا ( عليها السلام ) پرسيد : " اي پدر سلام مرا به حضرت جبرئيل برسان و از او بپرس که در کجا حسين مرا شهيد مي کنند " ؟
رسول خدا ( صلي الله عليه و اله ) فرمود : " در سرزميني که به آن کربلا مي گويند ". پس حضرت فاطمه ( عليها السلام ) فرمود : ! اي پدر در برابر خواسته هاي خدا تسليم و راضي ام و به خدا توکل کرده ام " .

(نهج الحياة ، ص 208 )

 

 

حديث شماره 44

يکي از زنان مدينه خدمت زهرا ( عليها السلام ) رسيد و گفت : مادر پيري دارم که در مسايل نماز سؤالاتي دارد و مرا فرستاده است تا مسايل شرعي نماز را از شما بپرسم . حضرت زهرا فرمود : بپرس . و آنگاه مسايل فراواني مطرح کرد و پاسخ شنيد.
در ادامه پرسشها آن زن خجالت کشيد و گفت : اي دختر رسول خدا بيش از اين نبايد شما را به زحمت اندازم . حضرت فاطمه ( عليها السلام ) فرمودند : " باز هم بيا و آنچه سؤال داري بپرس ، آيا اگر کسي را روزي اجير نمايند که بار سنگيني را به بام بالا ببرد و در مقابل صد هزار دينار طلا مزد بگيرد ، چنين کاري براي او دشوار است " ؟ گفت : خير . حضرت ادامه دادند : " من هر مسأله اي را که پاسخ مي دهم ، بيش از فاصله بين زمين و عرش گوهر و لؤلؤ پاداش مي گيرم ، پس سزاوارتر است که بر من سنگين نيايد . "

(بحار الانوار ، ج 2 ، ص 3)

 

 

حديث شماره 45

اي ابا الحسن ، در همين ساعت به خواب رفتم ، پس محبوبم رسول خدا را در قصري از مرواريد سفيد ديدم . چون مرا ديد ، فرمود : دخترم ! به نزد من بشتاب که سخت مشتاق توام . بي صبرانه پاسخ دادم : سوگند به خدا پدر جان ، اشتياق من براي
زيارت شما شديدتر است . در اين هنگام پدرم فرمود : تو امشب در پيش ما خواهي بود . علي جان ! رسول خدا آنچه وعده دهد راست است و به آنچه عهد و پيمان بندد وفا مي کند .

(بحار الانوار ، ج 43، ص179 )

 

 

حديث شماره 46

فرزندانم ديشب را گرسنه به روز آوردند ، فرزند کوچک من " حسين " در ميدان جنگ کشته مي شود .
در کربلا فرزندم را با حيله و تزوير شهيد مي کنند ، واي و نکبت و عذاب بر قاتلانش باد .

(بحار الانوار ، ج 35، ص 239 )

 

 

حديث شماره 47

از دنياي شما سه چيز محبوب من است : 1 - تلاوت قرآن 2 - نگاه به چهره رسول خدا ( صلي الله عليه و آله ) 3 - انفاق در راه خدا

(نهج الحياة ، ص271 )

 

 

حديث شماره 48

اي ابا الحسن ( علي عليه السلام ) ! همانا رسول خدا ( صلي الله عليه و آله ) با من پيمان بسته و خبر داده است که من اول کسي خواهم بود که به آن حضرت مي پيوندم و گريزي از آن نيست . پس علي جان ، در برابر اوامر و فرمان و خواست خداوند بزرگ ، بردبار و به حکم او راضي باش .

(نهج الحياة ، ص 233 )

 

 

حديث شماره 49

تلاوت کننده سوره هاي حديد و واقعه و الرحمن ، در آسمانها و زمين اهل بهشت خوانده مي شود

(کنز العمال ، ج 1 ، ص 582 )

 

 

حديث شماره 50

در سر سفره غذا ، دوازده دستور العمل ارزشمند وجود دارد که سزاوار است هر مسلماني آنها را بشناسد . چهارتاي آن واجب و چهارتاي آن مستحب و چهارتاي آن نشانه ادب است .
چهار دستور العمل واجب عبارتند از 1- شناخت و معرفت پروردگار ( که نعمت ها از اوست ) 2- راضي به نعمت هاي خدا بودن 3- گفتن " بسم الله الرحمن الرحيم " در آغاز غذا 4- شکر و سپاسگذاري خدا .
و چهار دستور العمل مستحب عبارتند از : 1- وضو گرفتن قبل از غذا 2- نشستن به جانب چپ 3- در حال نشسته غذا خوردن 4- غذا خوردن با سه انگشت .
و اما چهار دستورالعملي که نشانه ادب است : 1- از آنچه در پيش روي شماست بخوريد 2- لقمه ها را کوچک برداريد 3- غذا را خوب بجويد و با شدت نرم کنيد 4- کمتر در صورت ديگران هنگام غذا خوردن بنگريد .

(عوالم العلوم للعلامة البحراني ، ج 11، ص629 )

 

 

حديث شماره 51

روزي پدرم رسول خدا " که درود خدا بر او و خاندان او باد " به علي ( عليه السلام ) نگاه کرد و سپس با اشاره به او فرمود : اين مرد و پيروان او در بهشتند .

(ينابيع المودة ، ص 257 )

 

 

حديث شماره 52

رسول گرامي اسلام " که درود خدا بر او و خاندان او باد " به علي ( عليه السلام ) فرمود : اي ابا السحن همانا تو و پيروان تو در بهشت موعود خواهيد بود .

(نهج الحياة ، ص 326 )



حديث شماره 53

حضرت فاطمه زهرا ( عليها السلام ) فرمود : پيامبر گرامي اسلام (ص ) فرمودند :
فاطمه پاره تن من است ، پس هر که او را بيازارد مرا آزرده است .

(بحار الانوار ، ج 28، ص303 )

 

 

حديث شماره 54

در خدمت مادر باش ، زيرا بهشت زير پاي مادران است .

(نهج الحياة ، ص 312 )

 

 

حديث شماره 55

حسن جان ! مانند پدرت علي (ع ) باش و ريسمان را از گردن حق بردار خداي احسان کننده را پرستش کن و با افراد دشمن و کينه توز دوستي مکن .

(بحار الانوار ، ج 43، ص 286 )

منبع: http://www.rahpouyan.com

بهترين.محبوبترين.زيباترين و .

 

 

زن "ريحانه آفرينش" ، در طول تاريخ همواره مورد بحث و توجه بزرگان واقع گرديده و ديدگاه هاي مختلفي در مورد او وجود دارد.
در مطلب ذيل مختصرا سخن بعضي از بزرگان در بيان جايگاه، مقام و ارزش زن ارائه گرديده است
رسول اکرم (ص) : بهترين متاع دنيا ، همسر شايسته است.
حضرت علي (ع) : دختر ، فرزندي است مهربان ، مونس ، مددکار ، مبارک و مربي.
امام سجاد (ع) : بهترين ِ فرزندان شما دخترانند.
امام صادق (ع) : دختر « حسنه » و پسر « نعمت » است ، حسنه ثواب و نعمت حساب دارد.
امام صادق (ع) : بيشترين خوبي در وجود زنان است.
امام خميني (ره) : از دامن زن است که مرد به معراج مي رود.
علامه اقبال لاهوري : زن کانون پرفروغ خانواده ، مرکز مهر ، مظهر عشق ، نمايشگر پاکي ، نمونه عطوفت و چشمه عنايت است.
لامارتين : منشأ هر کار بزرگي زن است ، زن کتابي است که جز به مهر و محبت خوانده نمي شود.
امرسون : تمدن چيست ؟ نتيجه نفوذ زنان پاکدامن است.
شيلر . شاعر انگليسي : هر کجا مردي يافت شد که به مقامات عاليه رسيده يقيناً زني پاکدامن او را همراهي کرده است.
ناپلئون : اگر زن نبود نوابغ جهان را چه کسي پرورش مي داد ؟
آناتول فرانس : زن رسماً مربي مرد و مهّذب اخلاق اوست.
ويليام شکسپير : چيزي که زن دارد و مرد را تسخير مي کند ، مهرباني اوست ، نه سيماي زيبايش.
گوته : زن تاج سر آفرينش است ، او شريک زندگي و يار ساعات درماندگي است.
برنارد شاو : زن شاهکار خلقت است


 
 

برای سلامتی آقا امام زمان صلوات


اللهم صل الله محمد و ال محمد

برخی از جلوه های رفتاری واخلاقی حضرت زهرا(س)



 تصمیم گرفتم هر چند روز یک بار یکی از اعمال حضرت زهرا را بذارم تو وبلاگ . ان شاءالله بتونیم سر مشق بگیریم.

ادب حضرت زهرا نسبت به پدر

يكى از آداب و رسوم زمان پيشين اين بود كه يكديگر را به اسم صدا مى‏كردند، و اين نوع خطاب نسبت به بعضى‏ها خلاف ادب بود، مخصوصاً حضرت رسول اكرم صلوات‏اللَّه و سلامه عليه كه از مقام والا و احترام خاصى برخوردار بود نمى‏بايد مثل ساير افراد مخاطب قرار گيرد.
لذا خداوند متعال در اين رابطه آيه‏اى نازل فرمود كه مسلمين موظف و مكلف شدند آن حضرت را رسول‏اللَّه خطاب كنند.
در اين ميان حضرت فاطمه هم مى‏خواست به اين برنامه عمل كند، رسول اكرم (ص) از او خواست كه به پدر پدر بگويد، حديثى كه مى‏خوانيد در همين رابطه است:
عن الصادق عليه‏السلام قالت فاطمة عليهاالسلام: لما نزلت: «لا تجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضا»
(ر) هبت رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم آن اقول له: يا ابة فكنت اقول: يا رسول‏اللَّه فاعرض عنى مرة او اثنتين او ثلاثا، ثم اقبل على فقال: يا فاطمة انهالم تنزل فيك و لا فى اهلك و لا فى نسلك، انت منى و انا منك.
انما نزلت فى اهل الجفاء والغلظة من قريش اصحاب البذخ والكبر، قولى: يا ابة، فانها احيى للقلب و ارضى للرب.
از امام صادق عليه‏السلام روايت شده كه حضرت فاطمه سلام‏اللَّه‏عليها فرمود: وقتى كه آيه‏ى (لا تجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضا) يعنى پيغمبر را مثل يكديگر صدا نزنيد نازل شد، منهم ترسيدم از اينكه به آن حضرت (اى پدر) بگويم. لذا آن حضرت را يا رسول‏اللَّه مى‏گفتم.
حضرت فرمود: اى فاطمه اين آيه درباره‏ى تو و خانواده‏ات و نسلت نازل نشده، تو از منى و من از تو هستم، بلكه درباره‏ى جفاكاران و درشت‏خويان از قريش و گردنكشان و اهل كبر و غرور نازل شد، شما: اى پدر بگو كه قلبم را زنده مى‏كند و خدا را خشنود مى‏نمايد

ايثار نسبت به پدر و ساير اعضاى خانواده

فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام نه تنها براى افراد مستمند و بى‏چاره در خانه كمك و ايثار داشت، بلكه در داخل خانواده‏ى خود نيز ايثارگر بود و به هر يك از خانواده‏ى خود نيز ايثارگر بود و به هريك از خانواده‏ى خويش اعم از شوهر و فرزندان ايثار مى‏كرد.
فاطمه عليهاالسلام خود نمى‏خورد و على عليه‏السلام را سير مى‏كرد، و خود گرسنه مى‏ماند و درد و رنج مى‏كشيد، ولى شوهرش را متوجه نمى‏ساخت، و حتى جاهاى مجروح و متورم بدنش را كه از هجوم و ضرب مهاجمين خونخوار و منافق به خانه‏اش صورت گرفته بود، از شوهرش پوشيده داشت و على آنها را هنگام غسل دادن پيكر پاك زهرا متوجه شد.
فاطمه عليهاالسلام به فرزندان نيز ايثار داشت و شبانه روز براى آنان زحمت كشيد و دستاس نمود و با مهر و محبت بى‏نظير آنان را پرورش داد و راه و رسم پرورش فرزند را به پيروانش نشان داد. او در حالى كه مشغول كارهاى سخت و از جمله آرد كردن جو مى‏شد، از بچه‏هاى خود نيز غفلت نمى‏كرد و با آن حال به آنان مى‏رسيد و نوازش مى‏فرمود...
آرى اخلاق اصيل و واقعى، هر انسانى را در رفتار خانوادگيش بايد جستجو كرد، نه اخلاق بيرون مرزى و خارج از خانواده، كه معمولاً در چنين مواقع، حقيقت‏يابى و حقيقت‏شناسى مشكل است، و اى بسا سر از تزوير حقه‏بازى درمى‏آورد.
زهرا تجسم ايثار به خانواده و توده‏هاى جامعه بود و در اين ميان از ايثارگرى او به پدرش نبايد غفلت كرد. وى روزى از پدر بزرگوارش در منزل خود پذيرايى نمود و با پاره نانى آن حضرت را سير كرد، در حالى كه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله سه روز بود كه طعامى ميل نكرده بود و فاطمه عليهاالسلام دلش به حال پدر مى‏سوخت و از شدت عاطفه گريه مى‏كرد. (1)
از حضرت على عليه‏السلام نقل شده است:
ما مشغول كندن خندق بوديم- كه بدين وسيله از تهاجم دشمن جلوگيرى نماييم- ناگاه فاطمه عليهاالسلام به حضور پدر رسيد و پس از عرض ادب، پاره نانى را به آن حضرت تقديم داشته و گفت: پدر! اين نانها را براى حسنين پخته بودم، اينك اينها را براى تو آوردم. پيامبر خدا آن نان را گرفت و گفت: فاطمه جان! اين نخستين طعامى است، كه در طول سه روز، پدرت ميل مى‏كند. (2)
در روزگار ديگر رسول خدا به شدت گرسنه بود و نمى‏توانست تحمل كند، بدين منظور سر به بيوتات همسرانش زد، ولى چاره‏اى نشد، سپس به خانه فاطمه آمد، با كمال تأسف آنجا نيز طعامى نبود، پيامبر الهى با تمام گرسنگى از خانه دختر برگشت، در اين ميان دو عدد نان و مقدارى گوشت از يكى از همسايه‏ها به دست زهرا رسيد، آن بانوى ايثارگر آنها را در ظرفى گذاشت و يكى از فرزندانش را به دنبال پدر فرستاد و چنين گفت: سوگند به خدا، رسول خدا را بر خود و فرزندانم مقدم مى‏دارم. (3)
رسول خدا دوباره وارد خانه دختر شد و از رسيدن تحفه و طعام آگاه گشت، در اين بين فاطمه عليهاالسلام غذا را به حضور پدرش آورد، ولى دست غيبى را كه از لطف خدا سرچشمه گرفته بود، بالاى سرش ديد، زيرا ظرف غذا پر از طعام بود، همگى كنار هم نشسته، خوردند و سير شدند و سپس زنان و همسران رسول خدا و همسايه‏هاى فاطمه عليهاالسلام نيز از آن بهره‏مند گشتند. (4)
از مجموع اين قضايا نتيجه مى‏گيريم كه فاطمه عليهاالسلام به پدر و ساير اعضاى خانواده‏اش نيز فوق‏العاده ايثارگرى كرده و پيوسته براى سلامتى آنان تلاش نموده است.
حتى در تاريخ و كتب تفسير و حديث شيعه و سنى آمده است كه امام حسن و امام حسين عليهماالسلام مريض شدند، فاطمه همراه با شوهرش نذر كردند كه آن دو بزرگوار خوب شوند، آنان سه روز روزه بگيرند...
پس از شفاى فرزندان فاطمه، آن حضرت شخصاً براى شمعون يهودى كار كرد و از اجرت آن مقدارى جو گرفت و سه روز روزه گرفت. هنگام افطار غذايش را- همچون ساير اعضاى خانواده‏اش- به تربيت به مسكين، يتيم و اسير كافر داد، و سوره‏ى دهر در حق آنان نازل شد. (5)
و بدين طريق به جهان و جهانيان ثابت كرد كه وى تا چه حدى به بچه‏هايش ايثارگر است؟ و در حق ساير مردم نيز تا آنجا ايثار كرد كه سه روز گرسنگى را تحمل كرد، ولى اسير كافر را سير نمود.

همدردى با پدر

گاه دشمنان سنگدل، خاك، يا خاكستر بر سر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم مى‏پاشيدند، هنگامى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم خانه مى‏آمد، فاطمه عليهاالسلام خاك و خاكستر را از سر و صورت پدر پاك مى‏كرد. در حالى كه اشك در چشمانش حلقه زده بود پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم مى‏فرمود:
دخترم غمگين مباش و اشك مريز كه خداوند حافظ و نگهبان پدر توست.(1)
در يكى از روزها، ابوجهل مشتى از اراذل مكه را تحريك كرد كه به هنگامى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم در مسجدالحرام به سجده رفته بود، شكمبه‏ى گوسفندى را بياورند و بر سر حضرت بيفكنند، هنگامى كه اين كار انجام شد، ابوجهل و اطرافيان صدا به خنده بلند كردند و پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم را به باد مسخره گرفتند.
بعضى از ياران، منظره را ديدند اما دشمن بيرحم چنان آماده بود كه توانائى بر دفاع نداشتند، ولى هنگاميكه اين خبر به گوش دختر كوچكش فاطمه عليهاالسلام رسيد به سرعت به مسجدالحرام آمد و آن را برداشت و با شجاعت مخصوص خودش، ابوجهل و يارانش را نفرين كرد. (2)

 

برگرفته از سایت :www.yazahra.net


 


بررسي مساله حجاب از جهات گوناگون - قسمت۶

  ۱- آرامش روانی.....  

 ۲- استحکام پیوند خانوادگی.....

 ۳- استواری اجتماع ......

                                                 

 یکی دیگر از دلایلی که اسلام پوشش (حجاب) را برای جامعه لازم دانسته استواری واستحکام جامع است كشانيدن تمتعات جنسی از محيط خانه به اجتماع ، نيروی كار و فعاليت‏ اجتماع را ضعيف میکند .

برعكس آنچه كه مخالفين حجاب خرده‏گيری كرده‏اند و گفته‏اند : " حجاب موجب فلج كردن نيروی نيمی از افراد اجتماع است " بی حجابی و ترويج روابط آزاد جنسی موجب فلج كردن نيروی اجتماع است.

آنچه موجب فلج كردن نيروی زن و حبس استعدادهای او است، محروم ساختن او از فعاليتهای فرهنگی واجتماعی و اقتصادی است و در اسلام چنين چيزی وجود ندارد.

 اسلام نه می‏گويد كه زن از خانه بيرون نرود و نه می‏گوید حق تحصيل علم و دانش ندارد - بلكه علم و دانش را فريضه مشترك زن و مرد دانسته است - و نه فعاليت اقتصادی خاصی را برای زن تحريم می‏كند.

 اسلام هرگز نمی‏خواهد زن بيكار و بيعار بنشيند و وجودی عاطل و باطل بار آيد. پوشانيدن بدن به استثناء صورت و دو دست مانع هيچگونه فعاليت فرهنگی يا اجتماعی يا اقتصادی نيست آنچه موجب فلج كردن نيروی اجتماع است آلوده‏ كردن محيط كار به روابط بی بند و بار و لذتجوئيهایشهوانی است.

 آيا اگر پسر و دختری در محيط جداگانه‏ای تحصيل كنند و فرضا در يك محیط درس می‏خوانند دختران بدن خود را بپوشانند و هيچگونه آرايشی نداشته باشند بهتر درس می‏خوانند و فكر می‏كنند و به سخن استاد گوش می‏كنند يا وقتی كه‏ كنار هر پسری يك دختر آرايش كرده با دامن كوتاه تا يك وجب بالای زانو نشسته باشد.

                                     

     منبع:کتاب مساله حجاب استاد مطهري

بررسي مساله حجاب از جهات گوناگون - قسمت5

در قسمت پیش نوشتیم در دین اسلام دستور داده شده كه زن و مرد نا محرم نبايد به يكديگر خيره شوند ، نبايد چشم چرانی كنند، نبايد نگاههای مملو از شهوت به يكديگر بدوزند، نبايد به قصد لذت بردن به يكديگر نگاه كنند.  

يك وظيفه هم خاص زنان مقرر فرموده است و آن اينست كه بدن خود را از مردان بيگانه پوشيده دارند و در اجتماع به جلوه‏ گری و دلربائی نپردازند.

 

 حال این سوال مطرح است

 چراپوشش فقط به زنان اختصاص یافته و مردان به این اندازه ملزم نشده اند ؟

 دلیل اين است كه ميل به خودنمائی و خودآرائی بر طبق طبیعت و سرشت انسان، مخصوص زنان است . 

از نظر  تصاحب قلبها و دلها مرد شکار است و زن شکارچی

همچنانکه

از نظر تصاحب جسم و تن ، زن شكار است و مرد شكارچی.

 ميل زن به خودآرائی از اين نوع حس شكارچي گری او ناشی می‏شود، در هيچ جای دنيا سابقه ندارد كه مردان لباسهای بدن نما و آرايشهای تحريك كننده به كار برند.

اين زن است كه به حكم طبیعت‏ خاص خود می‏خواهد دلبری كند و مرد را دلباخته و در دام علاقه به خود اسير سازد،

به همین دلیل انحراف تبرج و برهنگی از انحرافهای مخصوص زنان‏ است و دستور پوشش هم برای آنان مقرر گرديده است.

بررسي مساله حجاب از جهات گوناگون - قسمت4

امیر مومنان علی (ع) همیشه می فرمودند:

 این امت همواره در نیک بختی به سر می برند تا وقتی که لباس بیگانگان را نپوشند و غذای بیگانگان را نخورند، اما وقتی چنین کنند، خداوند آنان را به خواری می اندازد (۱)  

 

 

۱ـ آرامش روانی

نبودن حريم ميان زن و مرد و آزادی معاشرتهای بی بندوبار ، هيجانها والتهابهای جنسی را فزونی  می ‏بخشد و تقاضای جنسی را به صورت يك عطش روحی‏ و يك خواست اشباع نشدنی در می‏آورد و این موجب ناآرامی در رفتار و درون انسان می شود . غريزه جنسی ، غريزه‏ای نيرومند ، عميق و " دريا صفت " است ، هر چه بيشتر اطاعت شود سركش ‏تر می‏گردد ، همچون آتش كه هر چه به آن بيشتر خوراك بدهند ، شعله ورتر می‏شود.

در این زمینه باید گفت :

تاريخ همانطوری كه از ثروتمندان ياد می‏ كند كه با حرصی حيرت‏ آور در پی گردآوردن پول و ثروت بوده ‏اند و هرچه بيشتر جمع‏ می‏ كرده ‏اند حريصتر می‏ شده ‏اند ، همچنين از آزمندانی در زمينه مسائل جنسی ياد می ‏كند .

اينها نيز به هيچ وجه از نظر حس تصرف تملك زيبارويان در يك‏ حدی متوقف نشده ‏اند، و این حرف اشتباه است که بگوییم اگر شخص مانعی برای دسترسی به غریزه شهوانی نداشته باشد، حریص نخواهد شد بلکه تجربه دقیقا خلاف این را نشان می دهد و کسانیکه بیشتر به این غریزه توجه داشته اند مانند پادشاهان و سلاطین که برای خودشان حرمسرا درست کرده بودند و زنان متعددی داشتند ، این حس هیچ وقت برایشان تمامی نداشت.  

به هر حال اسلام به قدرت شگرف اين غريزه آتشين توجه كامل كرده است .
روايات زيادی درباره خطرناك بودن غريزه‏ای كه مرد و زن را به يكديگر پيوند می‏دهد وارد شده است .
لذا اسلام تدابيری برای تعديل و رام كردن اين غريزه انديشيده است و در اين زمينه هم برای زنان و هم برای مردان ، تكليف معين كرده است . يك وظيفه مشترك كه برای زن و مرد ، هر دو ، مقرر فرموده مربوط به نگاه كردن است:
 قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم . . . قل للمؤمنات‏ يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن(۲)

خلاصه اين دستور اينست كه زن و مرد نبايد به يكديگر خيره شوند ، نبايد چشم چرانی كنند ، نبايد نگاههای مملو از شهوت به يكديگر بدوزند ، نبايد به قصد لذت بردن به يكديگر نگاه كنند . يك وظيفه هم خاص زنان مقرر فرموده است و آن اينست كه بدن خود را از مردان بيگانه پوشيده دارند و در اجتماع به جلوه‏ گری و دلربائی نپردازند . به هيچ وجه و بهانه ‏ای كاری نكنند كه موجبات تحريك مردان بيگانه را فراهم كنند .

منابع

(۱):بحارالانوار جلد 66

(۲): سوره نور آیه ۳۰

بررسي مساله حجاب از جهات گوناگون - قسمت 3

حقيقت امر در مسأله پوشش - و به اصطلاح عصر اخير حجاب – این است که آیا مرد باید حق داشته باشد که در هر جا و هر محفلی از هر زنی حداکثر استفاده  را ببرد ؟  و اینکه این تمتع بطور رایگان و بی قانون صورت گیرد؟


اسلام كه به ریشه مسائل می‏نگرد جواب می‏دهد :

خير ، مردان فقط در محيط خانوادگی و در كادر قانون ازدواج و همراه با يك سلسله تعهدات می‏توانند از زنان به عنوان همسران قانونی بهره مند گردند ، اما در محيط اجتماع استفاده از زنان بيگانه  ممنوع است.

زنان نيز بهمین ترتیب نباید مردان‏ را در خارج از كانون خانوادگی كامياب سازند.

حجاب در اسلام از يك مسأله كلی‏تر و اساسی‏تری ريشه می‏گيرد و آن اينست‏ كه اسلام می‏خواهد انواع التذاذهای جنسی ، چه بصری و لمسی و چه نوع ديگر به‏ محيط خانوادگی و در كادر ازدواج قانونی اختصاص يابد ، (اجتماع منحصرا برای كار و فعاليت باشد) .

برخلاف سيستم غربی عصر حاضر كه كار و فعاليت‏ را با لذت جویيهای جنسی به هم می‏آميزد، اسلام می‏خواهد اين دو محيط را كاملا از يكديگر تفكيك كند.

از نظر اسلام محدوديت كاميابي های جنسی به محيط خانوادگی و همسران  مشروع‏ 

* 1- از جنبه روانی به بهداشت روانی اجتماع كمك می‏كند ،

* 2- از جنبه خانوادگی سبب تحكيم روابط افراد خانواده و برقراری صميميت كامل بين‏ زوجين می‏گردد  و

* ۳- از جنبه اجتماعی موجب حفظ و استيفاء نيروی كار و فعاليت اجتماع می‏گردد

* ۴- از نظر وضع زن در برابر مرد ، سبب می‏گرددكه‏ارزش زن در برابرمرد بالا رود 

که در پستهای بعدی یک یک اینها را توضیح خواهیم داد.                    

 

بررسي مساله حجاب از جهات گوناگون -  قسمت 2  

در کتاب مساله حجاب اثر شهید مطهری(ره) در مورد لغت حجاب آمده است که در قدیم برای این لفظ کلمه پوشش بکار میرفت که بهتر بود تغییر نمی کرد و با همان لفظ ادا می شد.

چرا که حجاب بمعنی پرده است و پرده هم تداعی کننده معنای پرده نشینی و در گوشه ای ماندن است و عده ای خیال کرده اند که نظر اسلام بیرون نیامدن زن از خانه و پشت پرده ماندن است در حالیکه دین ما، پوشش را برای زنان دستور داده است، به این معنی که زن باید در برخورد با مردان بدن خود رابپوشاند و خودنمایی ننماید.

 

 

در حقیقت اگر مقصود اسلام در خانه ماندن زنان و پرده نشینی بود دیگر احتیاجی به حجاب نمی بود

 چون وقتی با نامحرم برخورد نداشته باشد پوشش هم معنا ندارد و لازم نیست.

 البته در مورد زنان پیامبر مکرم اسلام دستور خداوند متفاوت است، زیرا خداوند در قرآن آنان را امر کرده که بیشتر در خانه های خود بمانند و در جامعه خود را نشان ندهند که شاید این بخاطر مسایل سیاسی

باشد و اینکه از آنان در مسایل حکومتی سوء استفاده نشود و فقط در این مورد کلمه حجاب استفاده شده.

 

و همانطور که می دانیم برخی زنان پیامبر مانند عایشه با نقض دستور خدا و حضورشان در میان مردم خود را آلت دست مغرضین قرار دادند و مسبب بوجود آمدن جنگهای بزرگی مانند جنگ جمل شدند.البته شایان ذکر است که این مساله بیشتر جنبه لفظی دارد و ما خود می دانیم که مقصود اسلام حضور

سالم و مفید زن در اجتماع است.

 

اما اینکه اسلام ( خدا ) چه میزان پوششی را برای زنان در نظر گرفته باید به آیات قرآن توجه کنیم:

 

*  اولین آیه ای که تصریح به پوشش و میزان آن برای زنان دارد آیه 59 سوره احزاب می باشد:

 یا ایها النبی قل لازواجک و بناتک و نساء المومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذالک ادنی ان یعرفن  فلا یوذین

 

در این آیه برای زنان مومن مشخص شده از روسری بلند (جلباب ) استفاده کنند که تقریبا همان چادر است که بین مسلمانان رایج است.

 

در ادامه این آیه خداوند یکی از علل پوشش را برای زنان بیان فرموده اند و آن اینکه از زنان غیر مسلمان و کنیزان شناخته شوند و مورد آزار و اذیت قرار نگیرند.

البته اینجا تمام حکمتهای چادر یا پوشش برای زنان بیان نشده و مسلما دلایل دیگری هم دارد.

 

* آیه دیگر آیه 31 سوره نور می باشد

 

«قل للمومنات.... و ليضربن بخمرهن علی جيوبهن ....»"

 

یعنی باید روسری خود را بر روی سینه و گریبان خویش قرار دهند، مقصود پوشیدن سرو گردن و گریبان است. زنان عرب معمولا پیراهن هایی می پوشیدند که گریبانهایشان باز بود، دور گردن و بالای سینه را نمی پوشانید. روسریهایی را که هم روی سر خود می انداختند از پشت سر می آویختند که گوشها و جلوی سینه و گردن آنها نمایان می شد.

 

 اما اینکه این آیه در چه زمانی و به چه دلیل نازل شد در اینجا مختصرا بیان می گردد:

 روزی در هوای گرم مدينه زنی جوان و خوشرو در حالی كه طبق معمول روسری‏ خود را به پشت گردن انداخته و دور گردن و زیر گوشش پیدا بود از کوچه عبور میکردمردی از اصحاب رسول خدا از طرف مقابل  می‏آمد . آن منظره سخت نظر او را جلب كرد و چنان غرق تماشای آن‏ زن زيبا شد كه از خودش و اطرافش غافل گشت و جلو خودش را نگاه نمی‏كرد .
آن زن وارد كوچه‏ای شد و جوان با چشم خود او را دنبال می‏كرد . همانطور كه‏ می‏رفت ، ناگهان استخوان يا شيشه‏ای كه از ديوار بيرون آمده بود به صورتش‏ اصابت كرد و صورتش را مجروح ساخت . وقتی به خود آمد كه خون از سر و صورتش جاری شده بود . با همين حال به حضور رسول اكرم رفت و ماجرا را به‏ عرض رساند . اينجا بود كه آيات مباركه نازل شد

 

( سوره نور) : قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم ......... 

اين آيه دستور می‏دهد كه بايد گردن و سینه خود را بپوشانند و بدین ترتیب میزان پوشش هم مشخص شده است و نشان از دقت دین اسلام در نحوه پوشش دارد.

 

منبع: کتاب مساله حجاب اثر شهید مطهری(ره)

بررسي مساله حجاب از جهات گوناگون -  قسمت 1  

 

به اميد و ياري حق تعالي قصد داريم در چند قسمت به بررسي مساله حجاب از جهات گوناگون بپردازيم.

 

 حجاب را مي توان از جنبه هاي تاريخي ، ديني ، عقلي، فرهنگي و اقتصادي بررسي نمود.

سوال مهمي كه در ابتدا مطرح است اين است كه آيا قبل از ظهور اسلام در ميان اديان و ملل ديگر حجاب وجود داشته است؟ و اينكه آيا حجاب پديده جديدي بود كه اسلام با خود آورد و در مسيحيت و يهود اين حكم وجود نداشت؟

 

در كتاب تاريخ تمدن راجع به يهوديان  آمده (۱):" اگر زني قانون يهود را نقض مي كرد، مثلا بي آنكه چيزي بر سر داشت به ميان مردم مي رفت و يا در خيابان نخ مي ريسيد و يا با هر سنخي از مردان درد دل مي كرد و يا صدايش آنقدر بلند بود كه وقتي در خانه اش صحبت مي كرد، همسايگان مي توانستند صدايش را بشنوند، در اين صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد."

بدين ترتيب معلوم مي شود كه حجاب در ميان قوم يهود با قوانين سختتري وجود داشته است و نمي توان گفت كه حجاب فقط در دين اسلام لازم بوده است.

 

حجاب گوهر ناب

 

اما مساله ديگر اينكه در ابتداي بعثت پيامبر ، حجاب زنان چگونه بوده ؟ برخي اينطور پنداشته اند كه زنان در زمان پيامبر بي حجاب بوده اند و بعد از آن و در زمان خلفا حجاب بر آنان لازم گشته ، در پاسخ به اين توهم آنها روايات و تاريخ اسلام گواهي مي دهد.

 

همانطور كه عايشه، زنان انصار را تحسين كرده : "مرحبا به زنان انصار ، همين كه آيات سوره نور نازل شد يك نفر از آنان ديده نشد كه مانند سابق بيرون بيايد، بلكه سر خود را با پوشش و روسري مشكي مي پوشاندند......"

همچنين است روايات ديگري كه در تاريخ اسلام موجود است و همگي بر لزوم و وجود حجاب در زمان رسول اكرم (ص) دارند.  

 

اين بود مختصري از تاريخچه حجاب در ميان ملل و اقوام و خصوصا در اسلام.

 

در قسمت بعدي به اين مساله خواهيم پرداخت كه آيا در قرآن دستوري بر حجاب از سوي خداوند نازل شده و چه نوع پوششي مدنظر خداوند متعال است. 

 

منابع:

  (۱) کتاب تاریخ تمدن(راجع یهودیان)

        کتاب: تاريخ اسلام

 

فضايل آن حضرت در کلام اهل بيت

 


 فضايل آن حضرت در کلام اهل بيت



• هنگامي که فاطمه متولد شد ، خداوند فرشته اي را فرمان داد و به وسيله او بر زبان محمد(ص) جاري ساخت و او را فاطمه (س) نام نهاد . سپس فرمود : همانا من تو را به دانش(از ناداني) باز داشتم و از ناپاکي دور نگه داشتم .(اصول کافي ، ج 1، باب مولد الزهرا(س))

• هر کسي تسبيح حضرت فاطمه (س) را به جا آورد و پس از آن استغفار کند، مورد مغفرت قرار مي گيرد و آن تسبيح به زبان گفتنش صد ثواب دارد ، و در ميزان اعمال هزار پاداش دارد ، و شيطان را دور کرده و خداي رحمان را راضي و خشنود مي نمايد. (وسائل الشيعه، ج 4، ص 1023)

• ... در روز قيامت خداي تعالي مي فرمايد : اي اهل محشر ! سرها را به پيش افکنيد و ديده بر هم نهيد ، چرا که فاطمه (س) به سوي بهشت در حرکت است . جبرئيل براي فاطمه (س) ناقه اي از نور مي آورد که دو پهلوي آن به ديباج زينت شده است و ...پس آن را در حضور فاطمه بنشانند ، تا سوار شود ... چون فاطمه (س) به آن موقف در بهشت رسد ، توجهي به عقب کند . خطاب مي رسد : اي دختر حبيب من ! چرا داخل بهشت نمي شوي ؟ منتظر چه هستي ؟ پس ايشان مي فرمايد : خداي من! دوست دارم قدر و مقام من امروز شناخته شود. خطاب مي رسد : اي دختر حبيب من ! نگاه کن ، هر کس در قلب او عشق و محبت به تو يا به يکي از اولاد تو است ، پس دست او را بگير و داخل بهشت کن.


السلام عليک يا فاطمه الزهرا(س)


به خدا قسم ، او آن روز شيعيان و دوستان خود را جدا مي کند ، چنان که مرغ دانه خوب را از بد جدا مي کند ...(شيعيان و محبين نيز قبل از ورود مي گويند : خدايا ! ميل داريم امروز قدر و مقام ما که دوستان فاطمه(س) هستيم ، معلوم شود . خطاب مي رسد ببينيد هر کس به شما در راه محبت زهرا (س) جرعه آبي داده يا غيبيتي را از شما دفع کرده ، يا شما را اطعام نموده ، يا لباس پوشانده ، يا دوست داشته ، پس دست او را بگيريد و او را داخل بهشت نماييد . به خدا سوگند در آن روز از مردم باقي نمي ماند مگر کافر و منافق...( بحار النوار ، ج 8، ص 51و ج 14 ص 168و ج 43 ص 64)

آثار و اسرار تسبيح حضرت زهرا سلام الله عليها


نجات از شقاوت


تسبيح حضرت زهرا عليهاالسلام از آثار و برکات بسيارى برخوردار است که از جمله‏ى آنها نجات يافتن از شقاوت و بدبختى است. 
هر انسانى به تناسب بينش و نگرشى که به جهان هستى وجود پرآشوب خود دارد به دنبال خوشبختى است، و به عبارتى ديگر يکى از مهمترين مسائلى که همه‏ى انسانها را آگاه يا ناآگاه به خود مشغول داشته است به طورى که کارهاى زندگى و برنامه‏هايشان را در جهت وصول به آن پى‏ريزى مى‏کنند، مسئله‏ى رسيدن به سعادت و گريزانى از شقاوت است. منتهى از آنجايى که انسان اختيار دارد، راه خودش را بايد آزادانه انتخاب کند. لذا انسان بعد از اينکه راه برايش نمايان شد، گاهى حسن انتخاب به خرج مى‏دهد و سبيل هدايت مى‏پيمايد، و گاهى سوء انتخاب به خرج داده و سبيل ضلالت و گمراهى پيش مى‏گيرد. و اين مسئله شقاوت و سوء عاقبت مسئله‏اى است که همه‏ى آنان که به خود آمده‏اند، از آن مى‏ترسند و آنها که بصيرت ندارند و در خواب غفلت عمر مى‏گذرانند از آن نيز به غفلت به سر مى‏برند. لذا آن دسته که داراى بصيرت هستند، به لحاظ خوف از شقاوت هميشه دست به دعا و ذکر بلند مى‏کنند و با تضرع و اصرار از خداى خويش طلب دورى از شقاوت و وصول به سعادت مى‏نمايند.مداومت بر تسبيح فاطمه زهرا عليهاالسلام، موجب محفوظ ماندن از شقاوت و بدبختى است. از اين رو شايسته نيست که از برکات و آثار آن غفلت نموده و در انجام آن کوتاهى و سستى نمائيم. امام صادق عليه‏السلام در اين رابطه مى‏فرمايد:
«يا اباهارون، انا نأمر صبياننا بتسبيح فاطمة عليهاالسلام کما نأمرهم بالصلاة، فألزمه، فانه لم يلزمه عبد فشقى». (1)
اى اباهارون! ما بچه‏هاى خود را همانطور که به نماز امر مى‏کنيم به تسبيح حضرت فاطمه عليهاالسلام نيز امر مى ‏کنيم. تو نيز بر آن مداومت کن، زيرا هرگز به شقاوت نيفتاده است بنده‏اى که بر آن مداومت نموده است.
و نيز از اين حديث شريف استفاده مى‏شود که شايسته است والدين محترم، تسبيح حضرت زهرا عليهاالسلام را مانند نماز به فرزندانشان تعليم کنند، باشد که مشمول اين حديث گردند.


دورى شيطان و خشنودى خدا


شيطان همواره دشمن ديرينه‏ى انسان بوده و هست و هيچگاه انسان از حيله‏ها و خواطر شيطانى او در امان نيست. شيطان بنا بر آيات الهى، دشمن قسم خورده‏ى انسان است تا او را به هر طريق ممکن به گمراهى بکشاند. از اين رو آدمى هميشه در معرض تهاجم شيطان و وساوس شيطانى است.
بعضى انسانها در مقابل اين تهاجم شيطانى و خواطر نفسانى هميشه در حال فرارند که در اين صورت همواره مورد تعقيب شيطان و خواطرند، و هيچگاه خلاصى ندارند و اى بسا در آخر خسته شده و نفس‏زنان تسليم شوند، و عده‏اى اندک در تلاش‏اند که با مداومت بر ذکر و فکر و عمل، چنان رفتار کنند که شيطان و خواطر را از خود فرارى دهند و شيطان را از خود دور کنند که البته راهى است مشکل. کسانى که به اين مقام برسند داراى نفس مطمئنه خواهند شد که ديگر دگرگونى در آن راه ندارد.
وقتى انسان توانست شيطان را از خود دور و طرد کند، و به طاعات عمل نمايد و در کارها و اذکار و عبادتهاى خود اخلاص ورزد، رضايت خدا نيز حاصل گردد، چون شيطان و وساوس او يکى از بزرگترين موانع کسب رضايت و خشنودى حقتعالى است. آرى رضا و رضوان خداوند سبحان مطلوب سالکان و منتهاى آرزوى عارفان است.
يکى از راههايى که مى ‏تواند شيطان را از انسان دور کرده و موجبات رضاى الهى را فراهم آورد مداومت بر تسبيح حضرت فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام است.
امام باقر عليه‏السلام مى ‏فرمايد:
«من سبح تسبيح فاطمة عليهاالسلام ثم استغفر، غفر له، و هى مائة باللسان، و الف فى الميزان، و يطرد الشيطان، و يرضى الرحمان». (2)
هرکس تسبيح حضرت فاطمه عليهاالسلام را بجا آورد و پس از آن استغفار کند، مورد مغفرت قرار مى‏گيرد، و آن تسبيح به زبان صداست، و در ميزان (اعمال) هزار (ثواب) دارد، و شيطان را دور کرده، و خداى رحمان را خشنود و راضى مى ‏نمايد.
و به سند معتبر از امام صادق عليه‏السلام منقول است که چون آدمى در جاى خواب خود مى‏خوابد، فرشته‏ى بزرگوارى و شيطان متمردى به سوى او مى ‏آيند، پس فرشته به او مى ‏گويد:
روز خود را به خير ختم کن و شب را با خير افتتاح کن، و شيطان مى‏گويد: روز خود را با گناه ختم کن و شب را با گناه افتتاح کن. اگر اطاعت فرشته کرد و تسبيح حضرت زهرا عليهاالسلام را در وقت خواب خواند، فرشته آن شيطان را مى‏راند و از او دور مى‏کند، و او را تا هنگام بيدارى محافظت مى‏کند، پس باز شيطان مى‏آيد و او را امر به گناه مى‏کند و ملک او را به خير امر مى‏کند. اگر از فرشته اطاعت کرد و تسبيح آن حضرت را گفت آن فرشته، شيطان را از او دور مى کند و حقتعالى عبادت تمام آن شب را در نامه‏ى عملش مى‏نويسد. (3)


شفاى کم ‏شنوايى و درد جسمانى


تسبيح حضرت فاطمه عليهاالسلام بنا بر شواهد روايى و تاريخى در بعضى موارد بر بيماريهاى جسمى نيز مؤثر بوده و باعث درمان بيمارى گوش شده است.
يکى از ياران امام صادق عليه‏السلام نزد آن حضرت آمده و از کم‏شنوايى گوش خود نزد آن حضرت شکايت کرد، امام عليه‏السلام به او فرمود:
«عليک بتسبيح فاطمة عليهاالسلام». (4)
چه چيز مانع و جلوگير تو است و چرا غافلى از تسبيح حضرت فاطمه عليهاالسلام؟
آن مرد پرسيد: قربانت گردم، تسبيح فاطمه چيست و چگونه است؟ حضرت فرمود: سى و چهار مرتبه «اللَّه ‏اکبر»، سى و سه مرتبه «الحمدلله» و سى و سه مرتبه «سبحان‏اللَّه» که صد عدد مى‏شود. آن مرد گويد:
«فما فعلت ذلک الا يسرا حتى اذهب عنى ما کنت اجده». (5)
و من اين کار را در اندک زمانى انجام دادم و کم‏شنوايى ‏ام برطرف شد.


برائت از دوزخ و نفاق


چنانچه گفته شد بنا بر روايت امام صادق عليه‏السلام، تسبيح حضرت زهرا عليهاالسلام از جمله‏ى ذکر کثيرى است که خداوند در قرآن کريم ياد فرموده:
«تسبيح فاطمة الزهراء عليهاالسلام من الذکر الکثير الذى قال اللَّه عز و جل: «و اذکروا اللَّه ذکرا کثيرا».
و از طرفى رسول گرامى اسلام فرموده است:
«من اکثر ذکر اللَّه عز و جل احبه اللَّه و من ذکر اللَّه کثيرا کتبت له براءتان: براءة من النار و براءة من النفاق». (6)
هرکس ذکر خداى عزوجل را بسيار کند خداوند او را دوست دارد، و هر که ذکر خدا را بسيار کند براى او دو برائت (منشور آزادى) نوشته شود: يکى برائت از آتش جهنم، و ديگرى برائت از نفاق و دورويى.
لذا تسبيح صديقه‏ى طاهره اگر با شرائطش انجام پذيرد، موجب برائت از دوزخ و نفاق مى‏گردد.


غفران الهى


يکى ديگر از آثار تسبيح حضرت فاطمه عليهاالسلام، غفران الهى است. غفران ربوبى، همه‏ى ذنوب و آثار سوء تيرگيهاى آنها را از ميان مى ‏برد، حجابها را برطرف کرده و نقائص وجودى انسان را کنار مى‏زند. اما متأسفانه کمتر کسى هست که بداند غفران يعنى چه و نياز به آنچه معنايى دارد، و چگونه مى‏شود غفران الهى همه‏ى مشکلها را حل، و فاصله‏ ها را از ميان بردارد؟ در فرق بين عفو و غفران گفته شده که: عفو الهى، ناديده گرفتن و به حساب نياوردن لغزشها و خطاها و نقيصه‏ها و عيبها، و محو آثار نامطلوب آنهاست. و غفران الهى عبارت است از افاضات و رحمتهايى که به دنبال ناديده گرفتن لغزشها و خطاها و نقيصه‏ها، متوجهانسان مى‏ گردد و او را تکميل مى‏کند و نقايص و عيوب وجودى وى را برطرف مى‏نمايد. غفران بعد از عفو است. عفو ناديده گرفتن بديهاست و غفران، برطرف کردن آنها از وجود سالک و تبديل آنها به خوبيها و کمالات است. عفو ربوبى، انسان را از سقوط و هلاکت نجات مى ‏دهد و غفران الهى، به سالک پر و بال عطا مى ‏کند و بالا مبرد. لذاست که اگر عفو و گذشت ربوبى نباشد، رهروان طريق با شکست روبرو شده و کنار زده مى‏شوند، و اگر غفران ربوبى نباشد، آنها از حرت و پيشرفت بازمانده و متوقف مى ‏گردند. امام صادق عليه‏السلام مى‏فرمايد:
«من سبح تسبيح فاطمة الزهراء عليهاالسلام قبل ان يثنى رجليه من صلاة الفريضه، غفر اللَّه له». (7)
هرکس تسبيح حضرت فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام را قبل از اينکه وضع خود را بعد از نمار واجب عوض کند، بجا آورد، خداى متعال او را مشمول مغفرت خود مى‏گرداند.
البته نبايد چنين پنداشت که اين «تسبيح» به لحاظ اينکه ظاهرى بسيار خلاصه دارد و انجام دادن آن بسيار آسان است، چگونه مى‏شود از چنين آثار و برکاتى برخوردار باشد؟! آرى اين تسبيح به ظاهر بسيار خلاصه است، اما در نزد آگاهان و عارفان آشنا، دريايى از حقايق و اسرار توحيد را در بر دارد و نيز انجام آن به ظاهر خيلى آسان است، ولى اگر خوب بجا آورده شود، مشکلها را آسان مى‏گرداند. ان‏شاءاللَّه.
  1ـ فروع کافى، کتاب الصلاة، ص 343، ح 13.
2ـ وسائل الشيعه، ج 4، ص 1023، ح 3.
3ـ شيطان دشمن ديرينه‏ى انسان، محمد نصيرى، ص 136.
4ـ بحارالأنوار، ج 85، ص 334، ح 20.
5ـ بحارالأنوار، ج 85، ص 334، ح 21.
  (bazyab.ir)

فلسفه حجاب

 
 

 
ترديدى نيست كه حجاب و پوشش زن يكى از احكام ضرورى اسلام به شمار مى‏رود.

قرآن مجيد درباره اين امر مهم مى‏فرمايد:
 «يا أَيُّهَا النَّبِىُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً»(1)
«اى پيامبر به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلباب‏ها (روسرى‏هاى بلند) خود را بر خويش فرو افكنند. اين كار براى اينكه [از كنيزان و آلودگان‏] شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند، بهتر است و خداوند همواره غفور و رحيم است».
پوشش سابقه‏اى به اندازه حيات بشريت دارد و غير از پيروان يكى از مكاتب كه بر لزوم برهنه زيستى پاى مى‏فشارد همه جامعه بشريت به نوعى رعايت مى‏كنند.(2)
درباره اهميت و فلسفه «حجاب»، اشاره به چند نكته بسيار حائز اهميت است:
 1. كاهش خطا و خطر مصونيت زن در برابر طمع ورزى هوس بازان از ثمرات آشكار رعايت حجاب است.
 2. حفظ احترام اگر چه رعايت حجاب، از يك سو به مردان كمك مى‏كند كه به طور ناخواسته، و خارج از چارچوب‏ها، عواطف و احساسات خود را هزينه نكنند. اما بيش از آن به خانم‏ها كمك مى‏كند كه به طور ناخواسته و خارج از چارچوب‏ها، وسيله لذت انگارى قرار نگيرند و شخصيت و احترام آنان خدشه دار نگردد.
 3. نشاط و رغبت احكام الهى بيش از آنكه به محدوديت لذت‏ها بيانجامد به ماندگارى لذت‏ها و پايدارى نشاط و خوشى‏ها مى‏انجامد از اين رو اگر چه حجاب از يك سو براى خانم‏ها محدوديت است و موجب خستگى و زحمت مى‏باشد اما از سوى ديگر اوج احساسات را سالم نگه مى‏دارد و عاطفه‏ها و محبت‏ها را در كانون گرم خانواده متمركز مى‏سازد و زن و مرد را از بى تفاوتى نسبت به همديگر در نظام خانواده نجات مى‏دهد و اين بحرانى است كه هم اكنون دامنگير جوامع غربى شده است، به طورى كه در هنگامه برپايى كانون خانواده كه بر اساس عشق و محبت بايد تحكيم شود و مهم‏ترين ابزار آن ميل جنسى نسبت به يكديگر است اين ميل رو به افول گذاشته و بنيان خانواده‏ها را متزلزل ساخته است، بلكه عشق و عاطفه آن دو، در سال‏هاى قبل از ازدواج و بعد از ازدواج در ميان افراد متعدد پخش شده است و تمركز خود را از دست داده است.
از اين رو «حجاب و پوشش زن»، داراى مشخصه‏ها و ويژگى‏هايى است كه بعضى از آنها اشاره مى‏شود:
 يك. حدود و ميزان پوشش: هر اندازه بدن زن پوشيده‏تر باشد، نقش نيرومندترى در دورسازى ديدگان نظاره گر ايفا مى‏كند. اگر نگاه‏هاى آلوده را «تيرهاى زهرآلود شيطان» همچنانكه در روايات آمده است قال النبى‏صلى الله عليه وآله: النَّظر سهمٌ مسمومٌ من سهام ابليس فمن تركها خوفاً من اللَّه اعطاه اللَّه ايماناً يجد حلاوته فى قلبه.(3) بدانيم پوشش زن همانند قوسى است كه تيرها را كمانه مى‏كند و از اصابت آنها به هدف باز مى‏دارد. هر اندازه حجاب كمتر رعايت شود، تيرهاى شيطانى بيشتر متوجه او مى‏گردد و از آن آسيب مى‏بيند. با توجه به اين امر، چادر حجاب برتر است زيرا با وجود شرايط ديگر، بيشترين پوشش و مطمئن‏ترين مصونيت ر ا به همراه دارد.
 دو. كيفيت پوشش: پوشندگى لباس و كيفيت دوخت، بخش مهمى از حجاب را تشكيل مى‏دهد. لباس‏هاى نازك و تنگ و بدن نما، آماج پيكان مسموم شيطان و موجب خيره شدن چشم‏هاى هرزه و آلوده است در مقابل لباس‏هاى مناسب و كاملًا پوشيده، مانع اين نگاه‏هاى هوس‏آلود است.
 سه. رنگ‏ها: برخى از رنگ‏ها ديدگان را خيره مى‏سازد و باعث جلب توجه مى‏شود. و علماى دين هر چند نسبت به اصل رنگ لباس‏ها، تأكيد چندانى ندارند ولى بر اين مسأله پاى مى‏فشارند كه لباس نبايد موجب جلب توجه شود و عواقب سوئى داشته باشد. از اين رو در طول تاريخ، زنان مسلمان به ميل خود، لباس مشكى را براى حجاب برگزيدند و بدين وسيله احساس امنيت و مصونيت بيشترى مى‏كر دند. اين سنت حسنه، مورد نظر و پذيرش پيامبر (ص) و امامان (ع) نيز قرار گرفت. گفتنى است كه عبا و چادر مشكى جزء لباس‏هاى مكروه به شمار نمى‏رود و از آن مستثنا شده است.
 چهار. شيوه گفت‏وگو و حركت: حفظ وقار و متانت، همان نقشى را دارد كه پوشش زن ايفا مى‏كند و عدم رعايت آن، عواقب شومى در پى دارد. قرآن مجيد يكى از صفات خوب زنان مؤمن را- كه در رفتار دختران شعيب جلوه‏گر است- حيا و وقار مى‏داند.(4)
بايد دانست كه پيدايش فحشا و فرزندان نامشروع، افزايش طلاق و از هم گسيختگى زندگى زناشويى و نا آرامى درونى و هيجان جنسى مستمر برخاسته از برهنگى و عشوه گرى زنان، همه آثار شوم بى‏حجابى و بى‏بندوبارى است و اين حجاب است كه مى‏تواند به خوبى مصونيت‏بخش باشد.
برخى به نادرستى ادّعا مى‏كنند: حجاب به معناى مقابله با برهنگى را قبول داريم ولى در هيج جاى قرآن از پوشش مو سخن به ميان نيامده است در پاسخ گفتنى است كه زنان حتّى قبل از نزول آيه حجاب موهاى خود را مى‏پوشاندند و مشكل تنها آشكار بودن گردن، گوش، زير گلو و گردن آنان بود.
همان طور كه مفسران بزرگ (مانند شيخ طوسى و طبرسى) فرموده‏اند، در گذشته دو نوع روسرى براى زنان معمول بود: روسرى‏هاى كوچك كه آنها را «خمار» يا «مقنعه» مى‏ناميدند و معمولًا در خانه از آن استفاده مى‏كردند و روسرى‏هاى بزرگ كه مخصوص بيرون خانه به شمار مى‏آمد. زنان با اين روسرى بزرگ- كه جلباب خوانده مى‏شد و از «مقنعه» بزرگ‏تر و از «ردا» كوچك‏تر است و به چادر امروزين شباهت داشت- مو و تمام بدن خود را مى‏پوشاندند.(5)
نزديك ساختن جلباب «يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ» كنايه از پوشيدن سر و روى خود با آن است(6) يعنى، چنان نباشد كه چادر يا رو پوش‏هاى بزرگ (مانتو) تنها جنبه تشريفاتى و رسمى داشته باشد و همه پيكرشان را نپوشاند و از مصاديق «كاسيات عاريات»(7) شمرده شوند قرآن فرمان مى‏دهد: بانوان با مراقبت، جامه را بر خود گيرند و آن را رها نكنند، تا نشان دهند اهل عفاف و وقار به شمار مى‏آيند. از پايان آيه بر مى‏آيد كه پوشش مطلوب آن است كه خود به خود دورباش ايجاد مى‏كند و هوس‏بازان را نااميد مى‏سازد.
بنابراين، وظيفه پوشش اسلامى بانوان به معناى حبس و زندانى كردن و قرار دادن آنان پشت پرده و در نتيجه عدم مشاركت اين گروه، در فعاليت‏هاى اجتماعى نيست. اين وظيفه بدان معنا است كه زن در معاشرت با مردان، بدنش را بپوشاند و به جلوه گرى و خودنمايى نپردازد و مشاركتش در فعاليت‏ها، بر اصول انسانى و اسلامى استوار باشد.
پى‏نوشت‏
 (1) احزاب (33)، آيه 59.
 (2) ر. ك: مصطفوى، انسانيت از ديدگاه اسلامى، ص 129.
 (3) بحار، ج 101، ص 38.
 (4) قصص (28)، آيه 25.
 (5) درباره جلباب گفته‏اند: آن روسرى خاصى كه بانوان هنگامى كه براى كارى به خارج از منزل مى‏روند، سر و روى خود را با آن مى‏پوشند» الجلباب خمارالمرأة الذى يغطّى رأسها و وجهها اذا خرجت لحاجة «) التبيان فى تفسير القرآن، ج 8، ص 361 مجمع البيان، ج 7- 8، ص 578).
 (6) مجمع البيان، ص 580 الميزان، ج 16، ص 361.
 (7) زنانى كه ظاهراً پوشيده هستند، ولى در واقع برهنه‏اند، از رسول خداصلى الله عليه وآله روايت شده است:» صنفان من اهل النار لم أرهما قوم معهم سياط كأذناب البقر يضربون بها الناس و نساء كاسيات عاريات، مميلات مائلات، رؤسهنّ كأسنمة البخت المائلة. «: ميزان الحكمة، ج 2، ص 259.

.....................................

حجاب در قرآن


img/daneshnameh_up/a/a3/hijab2.jpgدر قرآن مجید بیش از ده آیه در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرم وجود دارد.
یکی از این آیات، آیه 59 سوره احزاب است:« یا ایهاالنبی قل لازواجک و بناتک و نساءالمومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفورا رحیما» (ای پیامبر، به زنان و دخترانت و نیز به زنان مومنین بگو خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و مورد اذیت قرار نگیرند. و خداوند بخشنده مهربان است.)
جلاب به معنای یک پوشش سراسری است؛ یعنی زن باید همه اندامش پوشیده باشد تا همچون گلی لطیف از دسترس هوسرانان مصون و محفوظ باشد.
در سوره نور آیه 31 نیز مفصلا در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرمان سخن به میان آمده است.

مفهوم و ابعاد حجاب در قرآن

حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است. استعمال این کلمه، بیش‎تر به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می‎دهد که پرده، وسیله‎ی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده می‎شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت ‎گیرد.
حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمی‎توان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.
اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب می‎تواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که می‎تواند از لغزش‎ها و گناه‎های روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید.
علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی می‎کند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شده‎اند.

هدف و فلسفه حجاب

هدف اصلی تشریع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به وسیله‌ی تزکیه‌ی نفس و تقوا به دست می‎آید:
إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ (حجرات؛13) بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.

-=هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ؛
اوست خدایی که میان عرب امّی (قومی که خواندن و نوشتن هم نمی‎دانستند) پیغمبری بزرگوار از همان قوم برانگیخت، تا بر آنان وحی خدا را تلاوت کند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک سازد و کتاب سماوی و حکمت الهی بیاموزد؛ با آن که پیش از این، همه در ورطه‌ی جهالت و گمراهی بودند.=-
از قرآن کریم استفاده می‎شود که هدف از تشریع حکم الهی، وجوب حجاب اسلامی، دست‌یابی به تزکیه‌ی نفس، طهارت، عفت و پاکدامنی است. آیاتی هم‎چون:
قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ؛ ای رسول ما مردان مؤمن را بگو تا چشم‎ها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، که این بر پاکیزگی جسم و جان ایشان اصلح است.


حجاب چشم

قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ (نور؛30) ای رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.

قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ(نور؛31) ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.

حجاب در گفتار

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است:
فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ(احزاب؛32) پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد.

حجاب رفتاری

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه‎ای راه نروند که با نشان دادن زینت‎های خود باعث جلب توجه نامحرم شوند
وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ(نور؛31) و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود.

از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده می‎شود که مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف رفتار، مثل نحوه‌ی پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راه ‎رفتن است.
بنابراین، حجاب و پوشش زن نیز به منزله‌ی یک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند. همین مفهوم منع و امتناع در ریشه‌ی لغوی عفت نیز وجود دارد؛

حجاب و عفت

دو واژه‌ی «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترک‎اند. تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجه به این که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگی‌های عمومی انسان است؛ بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیه‌ی باطنی و درونی عفت، تأثیر بیش‌تری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیش‌تر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر در مواجهه با نامحرم می‎گردد.

حجاب زنان سالمند

قرآن مجید به شکل ظریفی به این تأثیر و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان سالمند اجازه می‎دهد که بدون قصد تبرّج و خودنمایی، لباس‎های رویی خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولی در نهایت می‎گوید: اگر عفت بورزند، یعنی حتی لباس‎هایی مثل چادر را نیز بر ندارند، بهتر است.
وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.(نور؛60)

علاوه بر رابطه‌ی قبل، بین پوشش ظاهری و عفت باطنی، رابطه‌ی علامت و صاحب علامت نیز هست؛ به این معنا که مقدار حجاب ظاهری، نشانه‎ای از مرحله‌ی خاصی از عفت باطنی صاحب حجاب است. البته این مطلب به این معنا نیست که هر زنی که حجاب و پوشش ظاهری داشت، لزوماً از همه‌ی مراتب عفت و پاکدامنی نیز برخوردار است.

آیا حجاب مانع همه بزهکاری های اجتماعی است؟

img/daneshnameh_up/8/87/hijab1.gifبا توجه به همین نکته، پاسخ این اشکال و شبهه‌ی افرادی که برای ناکارآمد جلوه دادن حجاب و پوشش ظاهری، تخلفات بعضی از زنان با حجاب را بهانه قرار می‎دهند آشکار می‎گردد؛ زیرا مشکل این عده از زنان، ضعف در حجاب باطنی و فقدان ایمان و اعتقاد قوی به آثار مثبت حجاب و پوشش ظاهری است و قبلاً گذشت که حجاب اسلامی ابعادی گسترده دارد و یکی از مهم‌ترین و اساسی‏ترین ابعاد آن، حجاب درونی و باطنی و ذهنی است که فرد را در مواجهه با گناه و فساد، از عقاید و ایمان راسخ درونی برخوردار می‌کند؛ و اساساً این حجاب ذهنی و عقیدتی، به منزله‎ی سنگ بنای دیگر حجاب‎ها، از جمله حجاب و پوشش ظاهری است؛ زیرا افکار و عقاید انسان، شکل دهنده‌ی رفتارهای اوست.
البته، همان‎گونه که حجاب و پوشش ظاهری، لزوماً به معنای برخورداری از همه‌ی مراتب عفاف نیست، عفاف بدون رعایت پوشش ظاهری نیز قابل تصور نیست. نمی‎توان زن یا مردی را که عریان یا نیمه عریان در انظار عمومی ظاهر می‎شود عفیف دانست؛ زیرا گفتیم که پوشش ظاهری یکی از علامت‎ها و نشانه‎های عفاف است، و بین مقدار عفاف و حجاب، رابطه‌ی تأثیر و تأثّر متقابل وجود دارد. بعضی نیز رابطه‌ی عفاف و حجاب را از نوع رابطه‌ی ریشه و میوه دانسته‌اند؛ با این تعبیر که حجاب، میوه‌ی عفاف، و عفاف، ریشه‌ی حجاب است. برخی افراد ممکن است حجاب ظاهری داشته باشند، ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش ایجاد نکرده باشند. این حجاب، تنها پوسته‌ و ظاهری است. از سوی دیگر، افرادی ادعای عفاف کرده و با تعابیری، مثل «من قلب پاک دارم، خدا با قلب‌ها کار دارد»، خود را سرگرم می‌کنند؛ چنین انسان‎هایی باید در قاموس اندیشه‌ی خود این نکته‌ی اساسی را بنگارند که درون پاک، بیرونی پاک می‌پروراند و هرگز قلب پاک، موجب بارور شدن میوه‌ی ناپاکِ بی‌حجابی نخواهد شد.

همچنین ببینید:

حجاب نزد فاطمه زهرا

منابع:

کتب تفسیر