سالروز شهادت امام محمد باقر (ع) تسلیت باد
زندگینامه
امام باقر علیه السلام ، فرزندِ امام سجاد علیه السلام است. نام مادر ایشان، «فاطمه» است که دختر امام حسن مجتبی علیه السلام است. امام باقر علیه السلام ، در روز سوم ماه صفر، در شهر مدینه به دنیا آمد و چون در علم و دانش، از همه مردم زمان خودشان، داناتر بود و رازهای بزرگ علمی و مسایل پیچیده دانش را کشف می کرد، به ایشان لقب «باقرالعلوم»، یعنی کسی که علمها را می شکافد، دادند. امام باقر علیه السلام ، در جریان کربلا حضور داشتند و سن مبارک ایشان، چهار سال بود.
در زمان امام باقر (ع) ولید بن عبدالملک و سلیمان بن عبدالملک و عمر بن عبد العزیز و یزید بن عبدالملک و هشام بن عبدالملک خلافت داشته اند.
سوز غربت بقیع، بار دیگر تو را به سوی خود میخواند. در پهنه آسمان، غروبی دیگر رقم میخورد؛ غروبی تلخ و غمانگیز که درد و رنج دوری را با خود دارد. امشب، روح بلند بنیان گذار دانشگاه اسلامی و پاسدار امانت الهی، به سوی کهکشانها اوج میگیرد و در بهشت برین، مهمان جدّش رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله و مادرش فاطمه علیهاالسلام میشود. امام علم و مهربانی خویشتن را آماده مهمانی دوست میکند. شهادت جانْگداز و جانْسوز شکافنده دانشها، امام محمد باقر علیهالسلام را بر همه شیعیان و عاشقانش تسلیت میگوییم. دوازده سپهر امامت، در مدت 270 سال، دانشگاه اسلامی را بنیان نهاده و توسعه دادند و معارف دین را منتشر کرده و آموختند. مردم جهان، مانند دانشجوی تشنه کام در انتظار دانشی بودند که از سوی اهل بیت علیهمالسلام به آنها میرسید؛ امام محمد باقر علیهالسلام نیز استادی آسمانی بود که چون مردم زمانه خود را آماده میدید، آموزش اصول دینی ـ حقیقی اسلام را آغاز کرده و دانشهای فراوان و گوناگون دین را بیان فرمود و در دوران 19 ساله امامت خود، حکومت علمی خود را با کمال آرامش ادامه داده و تاریخ صد ساله اسلام را ـ از رحلت پیامبر صلیاللهعلیهوآله تا دوره خود ـ برای مردم تشریح فرمود و حقیقتهای یک قرن گذشته دین را به آنها آموخت. دوران زندگی امام باقر علیهالسلام به دو بخش تقسیم میشود؛ بخش یکم آن، دوران پیش از امامت ایشان است که به 35 سال میرسد و آن؛ دوره آرامش پدرش ـ حضرت امام سجاد علیهالسلام ـ در مدینه بود و بخش دیگر، دوران 19 ساله امامت حضرت میباشد. زندگانی امام پنجم، دگرگونی بسیاری نداشت و با کمال آرامش، گذشت. امام علیهالسلام ، این فراغت و فرصت را غنیمت شمرده و به ترویج دین و شعایر اسلامی و نشروگسترش معارف پرداختند؛ آن گونه که هزارها حدیث، از قول حضرت روایت شده است. در دوران زندگانی امام علیهالسلام ، وضع مناسبی برای گسترش احکام دین و اسلام، به وجود آمد که دولت اموی، در اثر قیام حسینبنعلی علیهالسلام ، رو به ضعف و نابودی رفته و ایرانیان، که در فشار حکومت ستم گرانه اموی ـ به جرم دوستی با اهل بیت علیهمالسلام ـ بودند، در برابر آنها قیام میکردند. در اول ماه رجب سال 57 هجری قمری در بوستان امامت، گلی دیگر در خانه نبوت شکفته شد و بهدین سان، پنجمین نور آسمان ولایت و هدایت، پای به عرصه هستی نهاد و جهان را به نور وجودی خویش روشن کرد تا دانشهای زمانه را آن چنان موشکافانه بیان کند، که شگفتی همگان را برانگیزد. هنگام تولد، هالهای از امام باقر علیهالسلام ، چون امامان دیگر، پاک و پاکیزه به دنیا آمد و در دامان رسالت الهی پرورش یافت، تا در آینده، مسوولیت رهبری و پیشوایی جامعه را بنا به دستورات الهی، عهده دار شود و افکار مردم مسلمان را از تاریکی ابرهای مسموم اموی، بیرون آورده و آماده دریافت سیره و روش حقیقی دین نماید. معصوم هفتم، امام باقر العلوم علیهالسلام ، و وصی پنجم رسول خدا صلیاللهعلیهوآله ، نخستین کسی است که هم از سوی پدر و هم از سوی مادر، علوی و هاشمی است. آن حضرت، از دامان پاکیزه زنی با نام «فاطمه»، دختر امام حسن مجتبی علیهالسلام ، پای به عرصه هستی نهاد که او را «اُمّعبداللّه» میگفتند؛ بانوی شرافتمند و بزرگواری که امام صادق علیهالسلام دربارهاش فرمود: «جدّهام صدیقه بود و در خانواده حضرت امام حسن علیهالسلام ، زنی به درجه و مرتبه او نرسید». و این جمله، عظمت مقام این تربیت شده اسلام را نشان میدهد. بانوی ارجمندی که پدرش، همسرش و فرزندش، از ستارگان درخشان آسمان ولایت و امامت بودند. او که هم نام جدّهاش «فاطمه زهرا علیهاالسلام » بود، در رفتار و کردار نیز به آن بانوی بزرگوار اقتدا کرده بود. این بانوی بزرگ اسلامی، در حفظ حقوق و آزادی زنان اسلام و تقوی و پرهیزگاری و گسترش تبلیغات عالی دین، تلاش فراوان داشته است. نام شریف و مبارک امام باقر علیهالسلام ، «محمد» است که امام سجاد علیهالسلام ، به یاد جدّ بزرگوارشان، حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله برایشان نهادند. آن برگزیده خدا را، که دانشهای مذهبی را آن گونه که باید و شاید، گسترش داد، «باقرالعلوم»، به معنای شکافنده دانشها میگفتند و این لقب مبارک را حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله برای آن بزرگ وار تعیین کرده بودند. کنیهاش، «ابوجعفر اول» است؛ ـ امام جواد علیهالسلام را «ابوجعفرثانی» میگویند ـ زیرا نام فرزند بزرگوارشان امام صادق علیهالسلام ، «جعفر» بود. درخت زندگی، با وجود فرزند، به بار مینشیند و آن گاه که خداوند، عنایتهای ویژهاش را بر بندگان خود میفرستد، کودک را در زندگانی مشترک، به پدر و مادر اعطا میکند. «شیخ مفید رحمهالله »، تعداد فرزندان امام باقر علیهالسلام را پنج پسر و دو دختر میداند که امام جعفر صادق علیهالسلام و «عبداللّه»، از «امّ فروه»، دختر «قاسم بن محمد بن ابی بکر» به دنیا آمدند. برخی دیگر، تعداد فرزندان آن حضرت را نُه نفر ذکر کردهاند. به هرحال، امام جعفر صادق علیهالسلام ، بزرگترین فرزند امام باقر علیهالسلام بود که پس از آن حضرت، به مقام شامخ ولایت و امامت رسید و به اعتقاد همه دانشمندان نسل امامت، تنها از سوی امام صادق علیهالسلام ادامه یافت. در مکتب امام باقر علیهالسلام ـ که درود خدا و فرشتگان بر او باد ـ ، شاگردانی ممتاز و نمونه پرورش یافتند. در این زمان که شیعیان از آزادی نسبی برخوردار بودند، عده زیادی از آنها بار سفر بستند و به مدینه آمدند تا از سرچشمه معارف و دانشهای آن حضرت سیراب شوند. در دوران امام باقر علیهالسلام ، گسترش نقل روایتها و نشر معارف، بیش از زمان پدر و اجدادش رونق یافت و شاگردان امام، گفتههای آن بزرگوار را در سرزمینهای اسلامی منتشر میکردند. «علامه مجلسی» در «بحارالانوار»، از «جابربن یزیدجُعْفی» روایت میکند که گفت: «گروه شیعه، اتفاق و اجتماع دارند بر این که فقیهترین و دانشمندترین یاران حضرت باقر علیهالسلام ، این چند تن بودهاند: زُرارَة بن أَعْیَن، ابوبصیر اسدی، فُضَیْل بن یَسار، محمد بن مسلم طائفی، بُرَیْد بن معاویه عِجلی». از ویژگیهای امام باقر علیهالسلام این است که حالتهای تمام موجودات جهان برْ ایشان عرضه شده بود. مظهر کمال آدمیت که امام است، از نام و نشانی همه آفریدههای جهان آگاه است. چون مردم آن زمانه، از امامان معصوم علیهمالسلام برهان و دلیل میخواستند، تصرف امام در عالم خلقت و سخن گفتن با حیوانات و سنگریزهها و پرندگان و اقرار به ولایت امامان، توسط آنها ـ حیوانات، سنگریزهها و پرندگان ـ ، نشانهای برای مردم بود. «جابر بن یزیدجُعْفی» از شاگردان امام باقر علیهالسلام میگوید: «در سفر حج، با امام باقر علیهالسلام ، بر شتری سوار بودم؛ مرغی آمد و بر چوب محمل نشست، خواستم او را بگیرم، امام فرمود: «ای جابر! اذیتش مکن، او به جوار ما پناه آورده و شکایت دارد.» عرض کردم: «چه میگوید؟» فرمود: «میگوید سه سال است در این کوه، بچه میگذارم و ماری آن را میخورد، دعا فرما خداوند آنها را حفظ کند.» امام محمد باقر علیهالسلام ، جامع علم و منبع دانش و مشهور به فضیلت و بینش بود که درجه علم و دانش او، بالاتر از فهم بشری بود. تمام عمر شریفش را به عبادت پروردگار گذرانید و در مقام تقوی و پارسایی، استوار و ثابت قدم بود. پیمانش با خدا، غیرقابل تردید، و فضیلت و کمالش، غیرقابل انکار میباشد. پس از پدرش، امام سجاد علیهالسلام ، از میان برادرانش، به مقام وصایت و امامت رسیده و در دانش و زهد، مشهورترین انسان، در میان عرب و عجم گردید. دارای شهرت و فضیلت کافی و بزرگی مقام بود. قلبش صاف بود و کردارش پاک و روحی پیراسته و اخلاق نیکو داشت. نشانههای تقرّب به خداوند و پاکی برگزیدگان، در سیمایش آشکار، و فضیلتهایش بیشمار بودند. هنگام عبادت، بسیار میگریست و خضوع و خشوعش به درگاه خداوند، در زمان خود، زبان زد عام و خاص بود. یکی از برگهای زرّین صفحه تاریخ بشر آن است که زندگانی علمی پیشوایان بزرگ بشریت را در بردارد و اسرار بزرگ واری آنان را برای همگان بازگو میکند. در دانش و برتری، هیچ کس توان برابری با امام باقر علیهالسلام را نداشت؛ چرا که امام علیهالسلام ، در مکتب ولایت و در خاندان و مهد نبوت و کانون وحی و قرآن، پرورش یافته بود. بسیاری ادعای آن داشتند تا با حضرت، مباحثه و مجادله و مناظره کنند و چون در محضر درس آن حضرت، زانو خم میکردند، به خضوع و خشوع، سر تسلیم و اعتراف فرودآورده و با ایمان و اعتقاد به برتری و حضرت، باز میگشتند. چشمههای جوشان دانش و فنون و حکمت، از اندیشههای این نابغه دین میجوشید و میتراوید و اوراق زندگیاش، سراسر، سرشار از احادیث و روایتها و کلمات قصار و نصیحتها است. شرایط و عوامل ویژهای که در شکلگیری شخصیت هریک از امامان معصوم علیهمالسلام ، به فراخور دین الهی و چارچوب فکری و عملی آنان وجود داشته، موجب شد که یکایک امامان بزرگوار، از بالاترین درجات و مراحل شخصیت اسلامی، برخوردار باشند. امام پنجم علیهالسلام ، از نظر ژرف نگری در مسایل فکری و عظمت موقعیت علمی، چه در عقاید و فقه و تفسیر و حدیث و چه در دیگر زمینههای معرفت، نسبت به هم دورههای خود، در مرتبهای قرار داشت که مایه شگفتی گذشتگان و آیندگان است. گفتهاند، شخصی از «عبداللّه بن عمر خطاب» ـ دانشمند عصر امام باقر علیهالسلام ـ پرسشی کرد. و «عبداللّه»، از پاسخ، درماند و آن شخص را نزد امام باقر علیهالسلام راهنمایی کردو به او گفت: «مرا از پاسخ او آگاه ساز» آن مرد، پرسش خود را از امام پرسید و پاسخ را به عبداللّه گفت. عبداللّه، خطاب به آن مرد گفت: «آنان از خانوادهای اندیشمند و دانا هستند». با مراجعه دقیق به آن چه که از کتابهای سیره، از آن امام حفظ کردهاند، به قلّههای بلندی در تمدن اسلامی برمیخوریم که همه آنها، از سرچشمه زلال معارف اهلبیت علیهمالسلام سیراب گشتهاند. چهرههای برجسته دین و باقی مانده صحابه رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله و بزرگان و پیشوایان فقهی مسلمانان، از امام باقر علیهالسلام روایت نقل کردهاند. کسانی که به فراگیری معارف، از آن حضرت و نشر آن اقدام کردهاند، دو گروه بودند؛ گروه اول، شاگردان صحابی حضرت بودندکه از افتخار همزیستی و همراهی با امام را بهرهمند شده و اندیشهها و احادیث امام را مانند یک شاگرد، فراگرفته و به آن پایبند بودندو گروه دوم، دیگر روایتْ گران، اندیشمندان، محدثان و تفسیرگرانی بودند که معارف اسلامی را در زمینههای گوناگون، از آن حضرت دریافت مینمودند. محفل درس آن امام، اختصاص به گروهی ویژه نداشته و به اندازهای گسترده بود، که اقشار مختلف مردم، از اندیشه ناب اسلامی امام باقر علیهالسلام ، بهرهای فراوان داشتند. راه و روش هر یک از امامان علیهمالسلام ، برای اصلاحات فکری و عملی در میان مردم، به شیوه خاص خود بود، که براساس شرایط و اوضاع واحوال زمانه آن امام بود. اقدامها و تلاشهای امام باقر علیهالسلام که پس از شهادت امام سجاد علیهالسلام ، وظیفهها و مسؤولیت رهبری جامعه را برعهده گرفته بود و تنها کسی بود که شایستگی لازم، جهت به دست آوردن این مقام را داشت، در زمینههای علمی و گسترش علم ودانش حقیقی و ناب اسلام، بسیار فراوان بود؛ تا آنجا که او را «شکافنده نخستین و واپسین دانشها» دانستهاند. امام باقر علیهالسلام ، مشعل هدایت و اصلاح را در نوزده سال آخر عمر مبارک و شریف خود، بر دوش کشید و گامهای اصلاحیاش را بر اساس شرایط سیاسی زمان خود برداشت. امام علیهالسلام ، با به کارگیری سیاست آموزشی پربار و تأثیرگذار خود، به دگرگون ساختن ساختار فکری جامعه همت گماشت و از دوران خاموشی درگیری، به خوبی بهره برداری کرده و باجدیت تمام، به تغییر وضع اجتماعی پرداخت. یکی از نکتههایی که فهم آن بامراتب فهم افرادبشر، متفاوت است، دانش است. برخی، دانش را کمال انسان، برخی مایه برتری او و گروهی نیز آن را از مظاهر دین میدانند. امامان بزرگوار علیهمالسلام ، که از زلال وحی نوشیدهاند، به بالاترین درجه از کمال و دانش نیز رسیدهاند و امام محمدباقر علیهالسلام ، به عنوان شکافنده نخستین و واپسینِ دانشها، در یک محیط تاریک و دور از علم و تحقیق، مطالب نفسانی را به روشنی تشریح فرمودند؛ آن گونه که علم و دانش، پس از سیزده قرن، در پیشگاه دانشگاه او، خاضع و خاشع میگردد. و هر قدمی از دانش که پیشرفت میکند و گامی به سوی بینش برمیدارد، در برابر عظمت والای علمی امام باقر علیهالسلام ، سر تسلیم فرود میآورد. جایگاه بلند امام باقر علیهالسلام از لحاظ فکری و عملی و تواناییهای ایشان برای رهبری جامعه که از راه پدر بزرگوارش، امام سجاد علیهالسلام پرورش یافته و به فعلیت رسیده بود، موجب آن شد که دوست و دشمن، به مقام و منزلت والای حضرت در میان مردم عصر خود، اعتراف نمایند. «عبداللّه بن عطاء مکی»، از دانشمندان دوران امام میگوید: «دانشمندان دوره خود را در برابر هیچ کس، بیش از محمد بن علیالباقر علیهالسلام ندیدم که علم و دانش ایشان، اندک نماید» و «جابر بن یزید جُعفی»، از شاگردان امام علیهالسلام ، هنگامی که میخواهد از آن حضرت روایتی نقل کند، چنین میگوید: «این حدیث را وصی اوصیا و وارث علوم انبیا، محمد بن علی بن الحسین علیهمالسلام برایم بیان فرمود» دانش آن حضرت آشکار و علم به وسیله او سربلند است و جویبار دانش از سرچشمه وجودش سرازیر میباشد. سیره و روش امامان بزرگوار اسلام بر این بوده است که همواره در تلاش بودهاند تا با مناظرههای خود با فقیهان و دانشمندان دیگر علوم و ادیان، حقانیت دین اسلام را اثبات کرده و تشنگان دانش را از سرچشمه زلال وحی، سیراب سازند. امام باقر علیهالسلام ، چون در محضر درس مینشست، مانند دریای خروشان و چشمه زاینده علم و دانش بود و هر کس، به اندازه استعداد خود، از آن بهرهمند میشد. امام باقر علیهالسلام در صداقت و صراحت بیان و شیرینی کلام، چنان بود که آستانش، محل گردهمآیی همه دانشمندان اسلام بود. در دوران امام علیهالسلام ، که دوران آرامش نسبی بود، حضرت، مراتب علمی را کلمه به کلمه بیان فرموده وچنان موضوع را تشریح میفرمود، که در جنینشناسی، علوم طبیعی و طب، حتی امروزه هم پس از این هم تحقیق و جستجو، پزشکان جهان همان مسالههای علمی را که امام بیان فرموده بود، تأیید کردهاند. هرگاه شخصی برای منصب مهم دینی برگزیده شود، در شریعت اسلام، نخست، به معرفی او اقدام میشود و این اقدام، علاوه برآن است که شخصیت علمی و عملی و روحی فرد و چگونگی برخورد آن بزرگوار با مردم، موجب میشود که افراد گوناگون به برتری او در دانش و تقوی، اعتراف نمایند. اگرچه امام باقر علیهالسلام در اندیشه و شیوه برخورد خود، از ویژگیهای یک امام شایسته برخوردار بود، اما همانند امامان دیگر، رسما و با توجه به اسناد روایتهای شرعی، به امامت تعیین شدهاند. «جابر بنعبداللّه انصاری»، از یاران رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله میگوید: «از پیامبر صلیاللهعلیهوآله پرسیدم: امامانی که از نسل علیبنابیطالب خواهند بود، چه کسانی هستند؟ فرمود: حسن و حسین علیهماالسلام ، آقایان جوانان بهشت و سپس، سرآمد بردباران زمان خویش، علی بن الحسین علیهالسلام و پس از او، باقر، یعنی محمد بن علی علیهالسلام ؛ و تو ای جابر! او را خواهی دید. هرگاه به خدمت او رسیدی، سلام مرا به او برسان. و آنگاه، دیگر امامان را برشمردند. امام علیهالسلام ، چه خانهنشین باشد و چه در متن اجتماع، در مقام امامتش تفاوتی رخ نمیدهد؛ زیرا امامت، چونان رسالت، منصبی است خدایی و وظیفه مردم نیست که به دلخواه خود، امام را برگزینند. غصب کنندگان و تجاوزگران همواره به مقام والای امام، رشک میبردند و به هر وسیلهای، برای غصب و تصرف حکومت و خلافت، که ویژه امامان بود، اقدام میکردند. پخش واپسین دوران امامت امام باقر علیهالسلام ، با حکومت ستمگرانه «هِشامِ بن عَبدالملک» همراه بود. هشام و دیگر امویان، به خوبی میدانستند که حکومت را به ستم و جنایت غصب کردهاند و هرگز نمیتوانند در دلهای مردم حکومت کنند. خلیفههای دوران امام علیهالسلام ، «ولید بن عَبدالملک»، «سلیمان بن عَبدالملک»، «عمربنعبدالعزیز» و «هِشام بن عَبدالملک» بودند و آن حضرت، در روزهای حکومت و خلافت «هشام»، به شهادت رسید. امام سجاد علیهالسلام ، در سال 95 هجری، جام شهادت را سرکشید و به جوار رحمت حق پیوست. پس از آن، حضرت امام باقر علیهالسلام ، سرپرستی پیشوایی مسلمین را به عهده گرفت. شرایط اجتماعی دوران امامت امام باقر علیهالسلام ، شاهدبهبود روابط دستگاه حکومت بنیامیه با اهلبیت علیهمالسلام نبوده است؛ زیرا هنوز حادثه جانگداز کربلا و پس از آن، به شهادت رسیدن امام سجاد علیهالسلام ـ با سمّ ـ از سوی دشمن، از ذهنهای مردم پاک نشده بود. «عَبدالملک»، که از نابودی حکومت خود از سوی اهل بیت علیهمالسلام همواره میترسید، به جنایاتهای بسیاری دست زد؛ تا آنجا که امام سجاد علیهالسلام را مسموم ساخت. روی کار آمدن «هِشام»، نقطه عطفی بود در جهت مبارزه با جنبش اسلامی امام باقر علیهالسلام . دستگاه فاسد اموی، علاوه بر نابود کردن فریاد عدالتخواهانه «زید» و یاران او، تلاش داشت تا ارکان اساسی جنبش اسلامی، یعنی امام باقر علیهالسلام و اصحاب وی را از میان بردارد؛ تا آنجا که «هشام»، دستور کشتن برجستهترین شاگرد امام، یعنی «جابر بن یزید جُعْفی» را داد. روی کار آمدن «عمر بن عبدالعزیز»، دگرگونی بزرگی در جهت منافع اسلام پدید آورد. با وجود آن که دوران زمامداری او، چندان طولانی نبود، اما موضعگیریها و برخوردهای او با اهل بیت علیهمالسلام ، بسیار منصفانهبود. پارهای از ستمها که در حق اهلبیت علیهمالسلام روا داشته و دشنام دادن علی علیهالسلام که به وسیله «معاویه» باب شده و در همه شهرها به آن عمل میشد، از بین رفت. او «فَدک» را به امام باقر علیهالسلام باز گردانید؛ با این اعتقاد که تصاحب فدک از سوی زمامداران گذشته، بیدلیل بوده است. دوران حکومت عمر بن عبدالعزیز، دو سال و چند ماه بیشتر طول نکشید. امامان بزرگوار، با سخنان گهربار خود، همواره سعی داشتند تا مردم زمان خود و آیندگان رابه راه حق و حقیقت رهنمون باشند. امام باقر علیهالسلام میفرمایند: «چهار چیز است که از گنجهای نیکو به شمار میروند: مخفی نگاه داشتن حاجت، صدقه مخفیانه، پوشیده داشتن درد و بیماری و پنهان داشتن مصیبت». و به راستی که کلمات قصار و سخنان پندآموز آنها، دنیایی از اسرار و حکمتها را در خودنهفته دارند. امام علیهالسلام ، در جایی دیگر فرمودند: «پسرم! بر تو باد که از تنبلی و شکایت کردن پرهیز کنی؛ زیرا که این دو، کلید بدیها هستند. وقتی که تنبل میشوی، حق را ادا نمیکنی و هنگامی که شکایت میکنی، در برابر حق شکیبا نیستی!». سخنان امامان معصوم علیهمالسلام ، تمامی گهربار و ارزشمندند و به وسیله آنها، درهای سعادت و نیک بختی، به سوی جامعه باز میگردد. از جمله نصیحتهای امام باقر علیهالسلام به فرزندش امام صادق علیهالسلام این است که فرمود: «بزرگترین عیب این است که آدمی، چشم خود را به عیبهای مردم بدوزد و از بدی خود صرف نظر کند و مردم را به چیزی که توانایی اجرای آن را ندارند وادارد و همنشین خود را در حالی که او مددکار و یاوری نداشته باشد اذیت کند». و در نصیحتی دیگر میفرماید: «سریعترین اثر نیکی، احسان به جامعه است و سریعترین بازگشت بدی، گمراهی و کینهتوزی است» امام علیهالسلام ، در نصیحتهای خود خیر و شرّ افراد را بیان فرموده و دعا را در از بین بردن حادثههای ناگوار، بسیار مؤثر دانسته و همواره به درگاه خدا دعا کرده و طلب خیر و اصلاح مینمود. «ابوحَمزه»، از یاران امام باقر علیهالسلام میگوید: «امام باقر علیهالسلام فرمود: آیا شما را از عملی آگاه سازم که اگر آن را انجام دهید، شیطان از شما دور میشود؟ گفتیم: آری! فرمود: بر شما لازم است که صبحگاهان صدقه دهید؛ زیرا صدقه دادن، روی شیطان را سیاه وقهر سلطان را برطرف میکند. بر شما لازم است که برای رضای خدا، با مردم مومن دوستی کنیدو برای عمل صالح ونیکو، همکاری نمایید؛ زیرا این امر، باعث از بین رفتن وسوسه شیطان خواهد شد. تاآن جا که برای شما ممکن باشد، از خدای مهربان طلب بخشش و آمرزش کنید؛ زیرا این کار، موجب از بین رفتن گناهان انسان میشود». امام باقر علیهالسلام ، در فاجعه خونین و جانگداز کربلا، سه ساله بود و به جزایام حج ـ که به مکه میرفت ـ به جای دیگری سفر ننمود. تنها سفر حضرت به شام بود که به دعوت «هِشام بن عبدالملک»، خلیفه اموی صورت گرفت. در این سفر، هشام از امام خواست تا در مسابقه تیراندازی که در دربار امویان برپا بود، شرکت کند. امام عذر پیری و کهن سالی آورد و خودداری ورزید. هشام که اصرار کرد، امام علیهالسلام کمان را گرفته و تیر اول را پرتاب کرد و بیدرنگ، تیر دوم را در کمان نهاده و پرتاب کرد. تیر دوم بر پیکان تیر اول فرود آمده و آن را شکافت. امام به همین ترتیب ادامه داد تا تیر نهم که بر پیکان تیر هشتم نشست و فریاد شادی و تحسین، از حاضران برخاست. هشام فریاد زد: «آفرین اباجعفر! تو در عجم و عرب سرآمد تیراندازانی!». در سده اول هجری، صنعت کاغذ، در اختیار رومیان بود و مسیحیان مصر نیز که کاغذ میساختند، به روش رومیان بود. مسیحیان، نشان پدر، پسر و روح الْقُدُس، را برآن میزدند. «عبدالملک» که مردی زیرک بود، فرمان داد تا کاغذهای جدید، با نشان توحید اسلامی رواج یابد. این خبر به گوش «قِیْصَر»، پادشاه روم رسید و او عبدالملک را تهدید کردکه اگر این کار ادامه یابد، دستور خواهد داد تا سکههایی ضرب شود که بر آنها دشنام بر پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله حک شده است. عبدالملک، از امام باقر علیهالسلام کمک خواست و امام فرمود: «سکههایی را ضرب کنید که یک روی آن سوره توحید و بر روی دیگر، نام پیامبر صلیاللهعلیهوآله نقش شده باشد.» و توضیحاتی نیز درباره و زن سکهها فرمود. بدین سان، سکه اسلامی، به دستور امام باقر علیهالسلام ضرب شد. نفرین ابدی خداوند و فرشتگان، بر کوردلان دیو صفت باد که چشمان دنیا پرستشان، جلال و شکوه و عظمت علمی و عملی تو را تاب نیاورد! پست سیرتانی که جام زهر را در کام جانت ریختند و طعم تلخ هجران را دیگر بار، بر جان عاشقان و دوستدارانت نشاندند. جایگاهشان دوزخ باد، شب پرستان تاریکی پسندی که عیش دنیا، شیرازه وجودشان را در خود گرفته بود و تاب تحمل عظمت دینی و دینداری تو را نداشتند ونمیتوانستند دریای خروشان عشق تو را در دلهای دوستدارانت ببینند، آن گاه که در هفتم ذی حجه سال 114 قمری، جام زهر را به تو نوشاندند و خود، خنده مستانه سر دادند و غافل از این بودند که سرای ابدی خود را در دوزخ برپا کردهاند. لعنت همیشگی خدا، فرشتگان، صالحان و عابدان بر آنان باد! چشمهایت را میبندی و دیوار بقیع را در برابرت مییابی. آن گاه که شبکههای پنجره را لمس میکنی، مرغ جانت پر میکشد که بر مزارهای مطهرو پاکشان حضور یابی؛ صورت بر خاک معطرشان بگذاری و با سوز دل، دوریشان را گریه کنی. اینجا مدینه است. اینجا بقیع است و این چهار بُقعه تاریک و مظلوم... لعنت خدای یکتا و لعنت فرشتگان و صالحان بر آنها باد که بُقعههای این چهار معصوم آسمانی را با خاک یکسان کردند و دلهای عاشق وشیفته را از زیارت آنان محروم نمودند. آنان را به مادرشان فاطمه علیهاالسلام و مادرشان فاطمه علیهاالسلام را به آنان قسم میدهی... بقیع، تنهابقیع در مدینه نیست، تو نیز بقیعی در دل داری... زیارتت قبول!
غروب دلگیر هجران
استاد آسمانی
دوران زندگانی امام باقر علیهالسلام
زادروز
بانویی بزرگ، به نام فاطمه
نام، لقب، کنیه
فرزندان
یاران و اصحاب امام باقر علیهالسلام
مناقب حضرت باقر علیهالسلام
عبادت و اطاعت از پروردگار
برتری علمی امام باقر علیهالسلام
گنجینههای فکری
گستردگی مکتب امام باقر علیهالسلام
کاروان اصلاح
از دانش تا بینش
اعتراف همگان
چشمه زاینده دانش
امامت امام و حدیث جابر
امام و امویان
سیاست بنیامیه در عصر امام علیهالسلام
عمر بن عبدالعزیز و امام باقر علیهالسلام
گنجهای نیکو
نصیحتهای امام پنجم
دوری از شیطان
اعتراف هشام در مسابقه تیراندازی
ضرب سکه اسلامی به دستور امام باقر علیهالسلام
جام وصل
پنجره دل به روی بقیع
سلام بر بقیع
«سلام ما به بقیع و بُقاع ویرانش
به آن حریم که باشد مَلَک نگهبانش
سلام ما به بقیع، آن تجسم غربت
گواه بر سخنم تربت امامانش
بقیع تربت پاک چهار معصوم است
چهار نور خدا میدَمَد ز دامانش
یکی است حضرت باقر از آن چهار امام
که داغ او زده آتش به قلب یارانش
غریب اوست که در موسم زیارت حج
مدینه و آن هم زایرکه هست مهمانش
شب شهادت او یک نفر نمیماند
که اشک غم بفشاند به قبر ویرانش
شهید شد زجور هشام، آن مظلوم
ز زهر تَعْبِیه در زین که آب شد جانش»
ویژگیهای اخلاقی
یکی از ویژگیهای خیلی خوب امام محمد باقر علیه السلام این بود که هر وقت به دوستانش نزدیک می شد با آنها دست می داد و می فرمود: این کار، دلها را به هم نزدیکتر و مهربانتر می کند و دشمنیها را از بین می برد. همین اخلاق خوب امام بود که باعث می شد تا مردم ایشان را دوست داشته باشند و حتی این برخوردهای با محبت و احترام باعث می شد که خیلی از کسانی که با ایشان بد بودند به ایشان احترام بگذارند و حتی با آن حضرت دوست بشوند.
چگونگی شهادت
هشام، خلیفه و حاکم زمانِ امام باقر علیه السلام ، یکی از نزدیکانش را مامور کرد تا امام باقر علیه السلام را شهید کند، آن مرد بدکار هم حضرت باقر علیه السلام را مسموم کرد و باعث شد تا امام، در روز دوشنبه هفتم ذی حجه سال 114 هجری، در شهر مدینه به شهادت رسید. آن حضرت 57 سال در این جهان زیست. از این مدت چهار سال با جدش امام حسین علیه السلام و پس از وی 35 سال با پدرش زندگی کرد و 18 سال بقیه عمرش را به تنهایی به سر برد.
مرقد مطهر امام باقر علیه السلام
قبر نورانی حضرت باقر علیه السلام ، در کشور عربستان و در شهر مدینه در قبرستان بقیع قرار دارد. هر سال، حاجیان زیادی در این قبرستان، بر سر مزار چهار امام غریبی که آنجا دفن شده اند، حاضر می شوند. امام حسن مجتبی علیه السلام ، امام سجاد علیه السلام ، امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام ، چهار امامی هستند که در کنار هم و در قبرستان بقیع دفن می باشند.
به نام خدائی که حضرت زهرا (س) را آفرید تا