سالروز شهادت امام محمد باقر (ع) تسلیت باد
شهادت پنجمین امامیک هفته از آخرین ماهِ سال 57 قمری گذشته بود که یه خبر تلخ، همه رو ناراحت کرد؛ روز هفتم ذیحجه بود که مردم و یاران امام باقر علیهالسلام متوجه شدند دشمنان، امام باقر علیهالسلام رو مسموم کردن و ایشون رو به شهادت رسوندن. الآن، سالهای ساله که از اون اتفاق میگذره، ولی هر وقت که یاد اون میافتیم، ناراحت میشیم و برای احترام به امامان و نشون دادن علاقهمون به اونا، پیراهنهای مشکی رو تن خودمون میکنیم و در مراسمی که به یاد اونا برگزار میشه، شرکت میکنیم. این روز پر از غم و اندوه رو به شما بچههای خوب و دوستایِ امام باقر علیهالسلام ، تسلیت میگم. زندگینامهامام باقر علیهالسلام ، فرزندِ امام سجاد علیهالسلام است. نام مادر ایشون، «فاطمه» است که دختر امام حسن مجتبی علیهالسلام است. امام باقر علیهالسلام ، در روز سوم ماه صفر، در شهر مدینه به دنیا اومد و چون در علم و دانش، از همه مردم زمان خودشون، داناتر بود و رازهای بزرگ علمی و مسایل پیچیده دانش رو کشف میکرد، به ایشون لقب «باقرالعلوم»، یعنی کسی که عِلما رو میشکافهِ، دادن. امام باقر علیهالسلام ، در جریان کربلا حضور داشتن و سن مبارک ایشون، چهار سال بود. اخلاق امامامام باقر علیهالسلام ، همیشه لباس تمیز به تن میکردن، به خودشون عطر میزدن، آروم و آهسته راه میرفتن، هیچ وقت عصبانی نمیشدن و با همه مردم، با احترام برخورد میکردند. یکی از ویژگیهای خیلی خوب امام باقر علیهالسلام این بود که هر وقت به دوستاش نزدیک میشد، با اونا دست میداد و میفرمود: این کار، دلا رو به هم نزدیکتر و مهربونتر میکنه و دشمنیها رو از بین میبره. همین اخلاق خوب امام بود که باعث میشد تا مردم ایشونُ دوست داشته باشن و حتی این برخوردهای با محبت و احترام باعث میشد که خیلی از کسایی که با ایشون بد بودن به ایشون احترام بذارن و حتی با اون حضرت دوست بشن. شهادت امامهشام، خلیفه و حاکم زمانِ امام باقر علیهالسلام ، یکی از نزدیکا و دوستاشو مامور کرد تا امام باقر علیهالسلام رو شهید کُنِه، اون مرد بدکار هم حضرت باقر علیهالسلام را مسموم کرد و باعث شد تا امام، در سن 57 سالگی، شهید بشه. قبر نورانی حضرت باقر علیهالسلام ، در کشور عربستان و تو شهر مدینه و قبرستون بقیع قرار داره. هر سال، حاجیای زیادی در این قبرستون، بر سر مزار چهار امام غریبی که اونجا دفن شدن، حاضر میشن. امام حسن مجتبی علیهالسلام ، امام سجاد علیهالسلام ، امام باقر علیهالسلام و امام صادق علیهالسلام ، چهار امامی هستن که در کنار هم و در قبرستون بقیع قرار دارن. روزهای شهادتبچههای خوب! ما برای این که روزای شهادت امامای عزیزمون ـ که خیلی هم دوستشون داریم ـ ، ثابت کنیم که به اونا خیلی علاقه داریم، چه کارایی میتونیم انجام بدیم؟ بعضیها میگن: در مراسم عزاداری اونا شرکت میکنیم، یه عده دیگه میگن: درباره زندگی اون بزرگوارا مطالعه میکنیم و دونستنیهامون رونسبت به اماما بیشتر میکنیم و بعضی دیگه، الان توی خونههاشون میگن: صد تا صلوات میگیم و ثوابش رو به امامی که روز شهادت اونه، هدیه میکنیم. بچهها! همه این کارا خوبه، اما یه کار دیگه هم هست که باعث خوشحالی اماما میشه و اون کار اینه که بیاییم توی این فرصتا، به یکی از دستورای امامی که به یادش میافتیم، عمل کنیم. یه بار این کار رو امتحان کنید تابه فایدههای زیاد اون پی ببرین. دوست و دشمن واقعیبچهها! امام دانای ما، حضرت امام باقر علیهالسلام ، درباره دوستایِ واقعی خودشون، یه جمله خیلی زیبا فرمودن. ایشون با بیان این جمله، دوستها رو از دشمنا جدا کردن. حضرت باقر علیهالسلام فرمودن: هر کس که دستورای خدا رو انجام بده، دوست ماست و هر کی از دستورات خدا سرپیچی کُنه و گناه انجام بده، دشمن ماست. پس، تمام اونای که دلشون میخواد با آدمای خوب و بزرگی مثل امامای مهربون، دوست بشن، باید از همین الآن بدونن که تنها در صورتی که خداوند بزرگ رو از خودشون راضی کنن، میتونن دوستای خوبی برای اماما باشن. دوستی با فقیرانیکی از کارایی که باعث خوشحالی و خشنودی خداونده و امامای خوب ما رو هم شاد میکنه، محبت کردن به فقیرانه؛ اونایی که به دلیلای مختلف، زندگی خوبی ندارن. شما هم ممکنه هر روز، بعضی از اونا رو ببینن. شاید هم توی جمع شما، میون دوستای شما، بچههایی باشن که به خاطر فقر پدر و مادرشون، لباس مناسبی ندارن یا غذای خوبی نمیخورن، بچهها! آیا میدونین کمترین کاری که شما میتونین برای این بچهها انجام بدین، چیه؟ بله! همون جور که بعضی از شما حدس زدین، یه برخورد خوب و همراه بامحبت، دوست شدن با اونا و به درداشون گوش کردن، کمترین کاریه که ما میتونیم برای این دوستامون انجام بدیم. امام باقر علیهالسلام که خودشون همیشه به افراد نیازمند کمک میکردن و با احترام و محبت با اونا برخورد میکردند، از ما خواستند که، فقیرا رو دوست داشته باشیم. خونهای پر از یاد خداامام صادق علیهالسلام ، پسر حضرت باقر علیهالسلام ، خاطرهای از پدرشون نقل میکنن که برای همه ما میتونه یه راه حل خوب برای برطرف کردن مشکلای خونه و درسامون باشه. ایشون فرمودن که هر وقت مشکلی پیش میاومد که باعث ناراحتی پدرم میشد، اون حضرت، همسر و بچههاش رو جمع میکرد و دعا میکرد و از خدایی که همه مشکلا رو میتونه حل کنه، میخواست تا اون مشکل رو براشون حل کنه و بچهها هم آمین میگفتن. بچهها! چه قدر خوبه که ما هم از امام خوبمون درس بگیریم و توی سختیایی که برامون پیش میآد، به اتفاق همه افراد خونواده دعا کنیم و از خدا برای برطرف شدن مشکل کمک بخوایم. مهموننوازییکی از کارایی که امام باقر علیهالسلام خیلی دوست داشتن، این بود که همیشه سعی میکردن دوستان و شیعیان خودشون را به مهمونی دعوت کنن و از اونا پذیرایی کنن. امام باقر علیهالسلام وقتی مهمونی به خونه میآوردن، سعی میکردن که از بهترین غذاها و لباسها به مهمونا بدن تا همه اونا شاد و خوشحال از منزل ایشون بیرون برن. امام با این کار خودشون، به همه مردم، درس مهموننوازی میدادن و همه اونا رو تشویق میکردن تا جایی که ممکنه، به مهمون محبت کنن و از اون به خوبی پذیرایی کنن. بدزباندر بین دانشآموزا و بچههای همسایه، گاهی وقتا، کسایی پیدا میشن که در محبت کردن به دیگران، خیلی با ادب نیستن، واسه همین، این جور آدما، دوستای زیادی ندارن، علاوه بر این، «خدای مهربون [هم]، افراد بدزبان رو، دوست نداره». بچهها! حضرت امام باقر علیهالسلام ، این جمله بالا رو فرمودن و از ما که دوستای پیامبر و خونواده خوب اون هستیم، انتظار بیشتری میره، چون ما خیلی چیزا از امامامون یاد گرفتیم و همه ما به خوبی میدونیم که امامای خوب ما، بهترین و با ادبترین آدما بودن، پس ما هم اگه بخوایم، اونا رو الگوی خودمون قرار بدیم، لازمه که بچههایی خوش زبان و خوش اخلاق باشیم. مبارزه با تنبلیتنبلی، یکی از کارای بسیار زشت و بده که انسانُ از پیشرفت باز میداره. پیشوایان و رهبرای دینی ما، از ما خواستن که به جنگ این دیوِ زشت بریم، تا بتونیم توی زندگی، یه انسان سربلند و موفقی باشیم و هم به خودمون کمک کنیم و هم به دیگران. امام محمدباقر علیهالسلام ، هم در این زمینه فرمودند: از بیحالی و تنبلی بپرهیزید، زیرا کلید هر زشتی است. تو خودِ هفت آسمانیرفته بودم خانه او تا به او چیزی بگویم چون همیشه گل بگوید من هم آنها را ببویم حرفهایی که همیشه بوی نان تازه میداد حرفهایش مرده را هم باز جان تازه میداد دیدم او تنها نشسته در حیاط با صفایش تا رسیدم، گوش جانم پُر شد از موج صدایش او در آنجا حرف میزد با دو تا قمریِّ زیبا دوستی و مهربانی از نگاهش بود پیدا با خودم گفتم که: ای مرد تو بزرگی، تو تمامی تو خودِ هفت آسمانی به درستی که امامی. محمدکاظم مزینانی |
| 1 |
به نام خدائی که حضرت زهرا (س) را آفرید تا