معجزه هاي رياضي و عددي در قرآن

 
معجزه هاي رياضي و عددي در قرآن
خداوند متعال در سوره بقره آيه ي 22 مي فرمايد : «اگر از آنچه كه بر بنده خودمان فرو فرستاده ايم در تعجب و ترديد مي باشيد . پس (حداقل) يك سوره مشابه آن بياوريد و در اين كار از هر كه خواهيد كمك بگيرد . و در آيه بعد از آن مي فرمايد : «اگر نتوانستيد كه هرگز هم نخواهيد توانست از آتشي بترسيد كه براي كافران آماده شده است» .
اصولاً قرآن به حدي شيوا و روان است كه هر كس حتي كمترين آشنايي با زبان عربي داشته باشد با خواندن يا شنيدن قرآن ناخودآگاه در مي يابد كه هيچ فرد سخنوري نمي تواند چنين بياني داشته باشد و كلام و سخن هيچ انساني نمي تواند باشد .
معجزه قرآن فقط به معارف عميق عقلي و اجتماعي ، علوم غيبي و معاني شگفت انگيز و شيوايي و رواني كلام محدود نمي شود و هر روز ابعاد تازه اي از شگفتيهاي قرآن كشف مي شود .
اكنون 20 مورد براي نمونه از اعجازهاي عددي و رياضي قرآن كه با استفاده از كامپيوتر تاكنون مشخص شده در زير مي آوريم :
1ـ كلمه (امام) به معناي رهبر و زمامدار الهي به صورت مفرد و جمع 12 بار در قرآن كريم تكرار شده است كه مطابق است با روايات نقل شده از پيامبر اسلام (ص) از طريق شيعه و سني مبني بر اينكه تعداد امامان بعد از ايشان 12 نفر مي باشند . براي نمونه يكي از آيات قرآن كه كلمه امام در ‌آن آمده است ، سوره يس آ‌يه 12 مي باشد: «وكل شييء أحصيناه في امام مبين» و ما هر چيزي را در امام روشنگري جمع نموده ايم .
نام دوازده امام كه جانشينان پيامبر (ص) مي با شند عبارتند : 1ـ امام اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (ع) 2ـ امام حسن (ع) 3ـ امام حسين (ع) كه امام حسن و امام حسين عليهماالسلام برادر يكديگر مي باشند و هر دو فرزند امام اميرالمؤمنين (ع) مي باشند در حالي كه بقيه امامان عليهم السلام نسبت به يكديگر نسبت پدر و پسر دارند 4ـ امام سجاد (ع) 5ـ امام محمد باقر (ع) 6ـ امام جعفر صادق (ع)
7ـ امام موسي كاظم(ع)8ـ امام رضا(ع) 9ـ امام جواد (ع) 10ـ امام هادي (ع) 11ـ امام حسن عسگري(ع) 12ـ امام مهدي (ع) كه طبق اعتقادات مسلمانان او زنده و غيرقابل رؤيت و در همه جا حاضر است و روزي قدرت جهان را همراه حضرت عيسي (ع) بدست مي گيرد .
براي اطلاع بيشتر رجوع كنيد به كتاب شريف و مقدس «اسرار آل محمد (ص) » نوشته شاگرد و سرباز فداكار امام اميرالمؤمنين علي عليه السلام جناب سليم بن قيس هلالي .
2ـ كلمه (شهر) به معني ماه ، 12 بار در قرآن كريم تكرار شده است كه مساوي تعداد ماههاي يكسال است .
3ـ كلمه (يوم) به معناي روز ، 365 بار در قرآن كريم تكرار شده است كه مساوي تعداد روزهاي يكسال شمسي است .
4ـ كلمه (ساعه) 48 بار در قرآن كريم تكرار شده است كه در 24 مورد قبل از آن يكي از حروف ذكر شده است و در 24 مورد ديگر قبل از آن حرفي وجود ندارد . بنابراين هر مورد را كه در نظر بگيريم مطابق است با تعداد ساعات يك شبانه روز كه 24 ساعت مي باشد .
5ـ كلمه (سجد) به معناي سجده كرد و مشتقات آن (در زمان ماضي ، مضارع و امر) براي عاقلان 34 بار تكرار شده است كه اين عدد برابر است با تعداد سجده هاي واجب روزانه ، چون روزانه 17 ركعت نماز واجب است و هر ركعت 2 سجده دارد .
6ـ كلمه (رجل) به معناي مرد مساوي كلمه (امراه) به معناي زن هر كدام 24 بار آمده است .
7ـ كلمه (ملائكه) به معناي فرشتگان و كلمه (شيطان) به معناي اهريمن و يا جن هر كدام 88 بار تكرار شده است .
لطفا برای دیدن ادامه موضوعات روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه نوشته

عظمت قرآن در طرح موضوعات

 

 

اين كه در باره قرآن فرمود: قرآن چيزى است كه اگر بر كوه نازل شود كوه نمى تواند تحمل كند، واقعش همين است، انسان وقتى نزديك بعضى از آيات مى رود از ترس برمى گردد كه اين آيه يعنى چه؟ هرچه هم تلاش و كوشش بكند به خودش اجازه ورود نمى دهد، يك نمونه آن را در اين جا مى آوريم: در قرآن در باره كوه ها آمده است كه:اى پيامبر، از تو سؤال مى كنند كه وضع كوه ها چه خواهد شد:«يسئلونك عن الجبال فقل ينسفها ربي نسفا. فيذرها قاعا صفصفا .لا ترى فيها عوجا و لا امتا»و از تو درباره كوه ها سؤال مى كنند بگو: «پروردگارم آنها را (متلاشى كرده) بر باد مى دهد! (طه،105) سپس زمين را صاف و هموار و بى آب و گياه رها مى سازد ... (طه،106) به گونه اى كه در آن، هيچ پستى و بلندى نمى بينى!» (طه،107)اين آيه را مى توان فهميد. يعنى سؤال مى كنند در هنگام قيامت كوه ها وضعش چگونه خواهد شد؟ شمادرجواب بگو: «خداوند اين كوه ها را درهم مى كوبد و همه اين دره هاى ناصاف با ريزش كوه ها صاف مى شود و هيچ اعوجاج و امت وكجى در صحنه قيامت نيست.» در دنيا يك انسان ممكن است در اثرخلاف كارى خود را به گونه اى پنهان كند و از شهرى به شهرى ديگريا از مجمعى به مجمعى ديگر برود، اما در صحنه قيامت هيچ جايى براى استتار نيست نه تپه اى نه كوهى نه دامنه اى نه تلى و نه ديوارى است:«لا ترى فيها عوجا و لا امتا». قاع و صفصف اين آيه را انسان مى تواند بفهمد.

                                     

يا اين آيه كه: «يوم تكون الجبال كالعهن المنفوش » ترجمه:و كوه ها مانند پشم رنگين حلّاجى شده مى گردد! (القارعه،5) اين كوه ها كه سنگين است ما سنگينى اين ها را كم مى كنيم مثل پنبه هاى ندافى شده مثل عهن و پنبه ندافى شده سبك مى شوند. يا اين آيه كه: روزى فرا مى رسد كه جبال «كانت الجبال كثيبا مهيلا» ترجمه:در آن روز كه زمين و كوه ها سخت به لرزه درمى آيد، و كوه ها (چنان درهم كوبيده مى شود كه) به شكل توده هايى از شن نرم درمى آيد! (مزمل،14)اين كوه ها كه خيلى سفت و سخت است مثل يك تلى ازشن مى شود كه شما يك گوشه اش را اگر با انگشت برداريد بقيه مى ريزد، اين را مى گويند «كثيب مهيل» اين قبيل آيات را هم مى توان فهميد اما مى رسيم به اين قسمت: «و سيرت الجبال فكانت سرابا، نبأ،20» ترجمه:كوه ها مى روند و مى روند و سراب مى شوند. اگر كسى نخواهدتوجيه كند، كوه ها سراب مى شود يعنى چه؟سراب يعنى هيچ، انسان از دور خيال مى كرد كوه است وقتى نزديك رفت مى بيند كوه نيست. چه قدر انسان بايد توجيه كند تا اين آيه را بفهمد. بعد ازاين كه چندين وجه توجيه كرد بهترين وجه اين است كه اعتراف كند كه من نمى فهمم. گاهى انسان در برابر بعضى از آيات قرار مى گيرد و از ترس برمى گردد كه اين يعنى چه، چقدرما توجيه كنيم سراب يعنى هيچ. نه اين كه خرد يا ريز و يا سبك مى شود بلكه «و سيرت الجبال فكانت سرابا» حالا ما «كانت » رابه «صارت » توجيه كرديم و حال اين كه «كانت » معناى كانت است نه معناى «صارت » حالا گيرم توجيه كرديم كه آن جاسراب مى شود، سراب يعنى هيچ، كوه چطور هيچ مى شود؟ اين فقط «در مورد» كوه است در مورد زمين و آسمان ها نيز اين چنين است. اين از آن آياتى است كه انسان واقعا حريم مى گيرد.

منبع: کتابخانه طهور