عظمت قرآن در طرح موضوعات
اين كه در باره قرآن فرمود: قرآن چيزى است كه اگر بر كوه نازل شود كوه نمى تواند تحمل كند، واقعش همين است، انسان وقتى نزديك بعضى از آيات مى رود از ترس برمى گردد كه اين آيه يعنى چه؟ هرچه هم تلاش و كوشش بكند به خودش اجازه ورود نمى دهد، يك نمونه آن را در اين جا مى آوريم: در قرآن در باره كوه ها آمده است كه:اى پيامبر، از تو سؤال مى كنند كه وضع كوه ها چه خواهد شد:«يسئلونك عن الجبال فقل ينسفها ربي نسفا. فيذرها قاعا صفصفا .لا ترى فيها عوجا و لا امتا»و از تو درباره كوه ها سؤال مى كنند بگو: «پروردگارم آنها را (متلاشى كرده) بر باد مى دهد! (طه،105) سپس زمين را صاف و هموار و بى آب و گياه رها مى سازد ... (طه،106) به گونه اى كه در آن، هيچ پستى و بلندى نمى بينى!» (طه،107)اين آيه را مى توان فهميد. يعنى سؤال مى كنند در هنگام قيامت كوه ها وضعش چگونه خواهد شد؟ شمادرجواب بگو: «خداوند اين كوه ها را درهم مى كوبد و همه اين دره هاى ناصاف با ريزش كوه ها صاف مى شود و هيچ اعوجاج و امت وكجى در صحنه قيامت نيست.» در دنيا يك انسان ممكن است در اثرخلاف كارى خود را به گونه اى پنهان كند و از شهرى به شهرى ديگريا از مجمعى به مجمعى ديگر برود، اما در صحنه قيامت هيچ جايى براى استتار نيست نه تپه اى نه كوهى نه دامنه اى نه تلى و نه ديوارى است:«لا ترى فيها عوجا و لا امتا». قاع و صفصف اين آيه را انسان مى تواند بفهمد.

يا اين آيه كه: «يوم تكون الجبال كالعهن المنفوش » ترجمه:و كوه ها مانند پشم رنگين حلّاجى شده مى گردد! (القارعه،5) اين كوه ها كه سنگين است ما سنگينى اين ها را كم مى كنيم مثل پنبه هاى ندافى شده مثل عهن و پنبه ندافى شده سبك مى شوند. يا اين آيه كه: روزى فرا مى رسد كه جبال «كانت الجبال كثيبا مهيلا» ترجمه:در آن روز كه زمين و كوه ها سخت به لرزه درمى آيد، و كوه ها (چنان درهم كوبيده مى شود كه) به شكل توده هايى از شن نرم درمى آيد! (مزمل،14)اين كوه ها كه خيلى سفت و سخت است مثل يك تلى ازشن مى شود كه شما يك گوشه اش را اگر با انگشت برداريد بقيه مى ريزد، اين را مى گويند «كثيب مهيل» اين قبيل آيات را هم مى توان فهميد اما مى رسيم به اين قسمت: «و سيرت الجبال فكانت سرابا، نبأ،20» ترجمه:كوه ها مى روند و مى روند و سراب مى شوند. اگر كسى نخواهدتوجيه كند، كوه ها سراب مى شود يعنى چه؟سراب يعنى هيچ، انسان از دور خيال مى كرد كوه است وقتى نزديك رفت مى بيند كوه نيست. چه قدر انسان بايد توجيه كند تا اين آيه را بفهمد. بعد ازاين كه چندين وجه توجيه كرد بهترين وجه اين است كه اعتراف كند كه من نمى فهمم. گاهى انسان در برابر بعضى از آيات قرار مى گيرد و از ترس برمى گردد كه اين يعنى چه، چقدرما توجيه كنيم سراب يعنى هيچ. نه اين كه خرد يا ريز و يا سبك مى شود بلكه «و سيرت الجبال فكانت سرابا» حالا ما «كانت » رابه «صارت » توجيه كرديم و حال اين كه «كانت » معناى كانت است نه معناى «صارت » حالا گيرم توجيه كرديم كه آن جاسراب مى شود، سراب يعنى هيچ، كوه چطور هيچ مى شود؟ اين فقط «در مورد» كوه است در مورد زمين و آسمان ها نيز اين چنين است. اين از آن آياتى است كه انسان واقعا حريم مى گيرد.
منبع: کتابخانه طهور
به نام خدائی که حضرت زهرا (س) را آفرید تا