درسی از عاشورا

بازاین چه شورش است که درخلق عالم است              باز این چه نوحه و چه عزا وچه ماتم است

وهب یکی از شخصیت هایی بود که در روز عاشورا شهید شد .او اول مسیحی بود و می گویند مادر پیری داشته که در صحرا بودن و پس از دیدار مادرش با امام حسین (ع) و یارانش مسلمان می شوند و بعد ازاینکه  امام از؟انها جدا می شودمادر وهب به پسرش می گوید که شیرم حلالت نباشد اگر به امام حسین (ع) کمک نکنی و به یاری امام حسین (ع) می روند و زمانی که شهید می شود می گویند دشمن سر وهب را بطرف مادرش پرت می کند و مادر وهب سر پسر را بطرف دشمن پرت می کند ومی گوید ما قربانیی را که برای خدا داده ایم را پس نمی گیریم.

اما نکته ای که برای من خیلی جالب بود ودر عین حال سوال بود و حسرت آن را می خوردم این بود که من چگونه می تونم عاشق امام زمانم باشم؟ با چه شناختی منکه ندیدمش ؟ تازه اگه ببینمش چی تودلم می گذره تا عاشق اش بشمو مثل وهب حاضر بشم جونمو براش بدم؟ اصلا عشق با حساب دو دو تا کردنم جور در نمیاد.

خیلی جالب یه بار دیدن اونقدر تودل مادر و فرزند تاثیر کنه که از دین خودشون بر گردن  و حتی جون شون رو فدای امام کنند.خیلی وقتا کسایی رو که ۴۰سال ۵۰ سال می رفتن حج تا امام  زمان رو ببینند مسخره می کردمو می گفتم مهم اینه که به وظیفه مون عمل کنیم وامام از ما راضی باشه ولی حالا می گم دیدن معشوق برا عاشق شدن مهمه؟

خدایا دیدار اون عزیز مهربون رو نصیب همه ی عاشق که نمی شه گفت دوستدارانش بفرما توفیق پیروی واطاعت تام آن حضرت رو نصیب همه ی ما بفرما